موضوعات

دوستان

آرشیو

ابر برچسب ها

آخرین مطالب ارسالی

پیوند ها

نظر سنجی
مطالب وب ما را در جهت اطلاع رسانی و اشاعه فرهنگ اصیل اسلامی و قرآنی چگونه ارزیابی می کنید؟






آسیب شناسی شخصیت و محبوبیت زن (13)/2 - دوشنبه 27 خرداد 1392
  تعداد بازدید : |طبقه بندی: عمومی،

قسمت دوم

در این جا به بیان آنها می پردازیم :

1ـ ژنتیک و وراثت

یکی از عوامل تکوین و شکل دهنده ی شخصیت فرزند، ژنتیک و قانون وراثت است؛ براساس نظریه ی قطعی علمی دانشمندان در علم زیست شناسی، فرزند نه تنها از نظر صورت و شمایل و ویژگی های جسمانی از والدین خویش ارث می برد، بلکه از نظر سیرت و خصوصیات روحی و ملکات اخلاقی نیز از راه ژن و نطفه از آنان ارث می برد؛ اسپرماتوزوئید مرد و اُوول زن حامل صفات جسمی و روانی آنهاست که به شکل استعداد و زمینه به کودک متقل شده و در صورت مساعد بودن شرایط و محیط خانوادگی و اجتماعی، شکوفا گشته و به فعلیت می رسد.
بنابراین، نطفه ی مرد و زن یا حامل بذرهای فضایل اخلاقی است، اگر آنها از سجایای انسانی و الهی برخوردار باشند و یا حامل بذرهای رذایل اخلاقی است، در صورتی که دارای صفات زشت و رذالت های غیرانسانی باشند و یا حامل ترکیبی از بذرهای هر دو نوع صفات است، اگر فضایل و رذایل را توأمان داشته باشند. حتی پاره ای از خود صفات خوب یا بد پدر و مادر از راه وراثت به فرزندان انتقال می یابد.
البته عوامل محیطی و تعلیم و تربیت می تواند زمینه ی وراثت یا صفات موروثی را از میان بردارد. از منظر وحی، خلقت انسان با فطرت توحیدی و کمال جویی انجام می شود؛ از این رو هر چند هر گونه اختلال در ژنها، از راه وراثت به نسل بعدی منتقل می شود، اما با ایجاد محیط سالم تعلیم و تربیت درست در مسیر پرورش فطرت، می توان اختلال های موروثی را از بین برد و فرزندان را برای رسیدن به هدف اعلای زندگی و نیک بختی ابدی آماده نمود.
دین اسلام ـ که بهترین آیین زندگی است ـ چهارده قرن پیش از عامل وراثت پرده برداشت و با تعابیر گوناگون آن را گوشزد نمود؛ قرآن کریم، آن جا که چگونگی رابطه ی زن و شوهر را در سطح گسترده اشاره نموده، در بُعد روابط ویژه ی زناشویی و داشتن نسل شایسته می فرماید:
« نِساؤُکم حَرثٌ لَکُم فأتوا حَرثکُم أنّی شِئتُم و قدّموا لأنفُسکُم وتّقوا اللهَ واعلَموا أنّکم مُلاقُوهُ و بشّر المؤمنین»؛ زنان شما کشت زارهای شمایند پس هر گاه خواستید، از کشت زارهای خود استفاده کنید و برای خود اثر نیکی را پیش فرستید و تقوای الهی پیشه کنید و بدانید خداوند را ملاقات خواهید کرد و به مؤمنان بشارت ده. (17)
در این آیه حقایقی از جمله دلالت ضمنی بر گزینش همسر خوب و شایسته مورد عنایت واقع شده که یکی از عوامل داشتن فرزند پاک و شایسته می باشد. هم چنین به صراحت رابطه ی شوهر و زن را از جهت رابطه ی خاص زناشویی به کشاورز و کشت زار تشبیه نموده است؛ زن را کشت زار و محل بذرافشانی انسانی شناسانده، نه وسیله ی هوس و کام جویی و در کنار آن می فرماید: از این فرصت بسیار مطلوب کمال استفاده را برده و بذرهای سالم و خوبی بکارید تا ثمراه های نیکو و لذت بخشی به عنوان فرزندان پاک و صالح و توشه ی آخرت به دست آورید.
این عمل با رعایت تقوا و پاکی نفس و اعتقاد راسخ به رستاخیز و دیدار پروردگار هستی ـ با شهود قلبی ـ و نتیجه و تجسّم اعمال میسر می گردد؛ از این رو در پایان آیه به مؤمنان راستین مژده و بشارت داده شده که این امور را رعایت می کنند.
یک مزرعه در صورتی سبز و خرم و پرثمر خواهد بود که دارای زمین مستعد و پاک و آماده برای زراعت باشد نه شوره زار و لجن زار و نیز از نعمت بذر سالم بهره مند گردد. زمین دل همسران نیز باید از آلودگی های رذایل اخلاقی و غیرانسانی و آثار بد گناه و نافرمانی الهی پاک بوده و به صفات و سجایای الهی و ملکوتی آراسته باشد تا با بذرافشانی سالم، شایستگی مقام پدر و مادر شدن و تربیت نسل سالم و پاک را داشته باشند و از راه ژنتیک و وراثت، سیرت نیک خود را به فرزندان منتقل نموده و زمینه را برای رشد و تربیت نسل پاک و شایسته فراهم آوردند و بدین وسیله توشه ای برای آخرت خویش ذخیره نمایند، چرا که فرزند با ایمان و آراسته به کمالات و فضایل از بهترین و شایسته ترین اعمال والدین محسوب می شود و از برکات وجودی او در دنیا و آخرت ـ حتی به عنوان شفیع ـ بهره مند می گردند، لذا پاک سازی کامل روح از رذایل و صفات ناپسند و آراستن به اخلاق حمیده، از تلاش های زنان و مردان مؤمن، قبل از ازدواج و یا قبل از انعقاد نظفه ی کودک بوده است.
بر این اساس است که کتاب بزرگ زندگی، قرآن کریم، در این باره می فرماید:
«والبَلدُ الطّیّبُ یَخرُجُ نَباتُهُ بِإذن رَبّهِ والّذی خَبُثَ لا یَخرُجُ ألاّ نَکِداً»؛ سرزمین پاک و طیب، گیاه و ثمره اش به فرمان الهی می روید، ولی سرزمین ناپاک و خبیث جز گیاه ناچیز و بی ارزش نمی رویاند. (18)
این آیه در صدد بیان ویژگی های زمین خاکی نیست، چرا که این خصوصیات روشن بوده و نیاز به بیان ندارد، بلکه می خواهد به حقایق ارزشمندی اشاره کند؛ از جمله این که سرزمین دل انسان هرگاه پاک و طاهر بود، فرزندان با ایمان و پاک به عنوان میوه ی نیکوی آن، به اذن خداوند از آن به وجود می آید، اما زمین دل و روحی که به صفات پست و گناهان آلوده باشد، فرزندان آنان نیز همانند خودشان خواهند بود و این همان قانون وراثت است که در روایات از آن با کلمه «عِرق» یاد شده است.
بنابراین فرزند نیکو و پاک طینت نتیجه و عکس العمل پاکی و طهارت روحی پدر و مادر است که طبق فرمان الهی بر قانون وراثت و ژنتیک به عنوان پاداش به آنان داده می شود. در مقابل، پدر و مادری که از این ویژگی ها برخوردار نیستند، شایستگی چنین هدیه و تحفه ی الهی را ندارند، مگر هم چون خود، افرادی غیرصالح و ناشایست؛ چرا که از کوزه همان برون تراود که در اوست.
البته ممکن است پدر و مادری ناصالح فرزندی نیکو و صالح داشته و والدین خوب و شایسته، فرزندی ناصالح و ناشایست بیابند، اما این به دلیل آن است که شرایط محیطی سالم یا ناسالم، دوستان شایسته یا ناباب، تعلیم و تربیت نیکو یا بد و مهم تر از همه اراده ی قوی و ضعف اراده فرزند، بر خلاف آن استعدادها و زمینه های موروثی بوده و موقعیت چنین حالاتی را به وجود آورده است و بدین ترتیب زمنیه ی مساعد برای رشد و تثبیت استعدادها موروثی فراهم نگشته است.
از این رو «پسر نوح با بدان بنشست ـ خاندان نبوتش گم شد و یا فرزندان برخی از تبهکاران، در اثر معاشرت با بزرگان، همانند حضرت علی (ع) و...، انسان های وارسته شدند و این همان معنای آیه کریمه است که می فرماید:
«یُخرِجُ الحیَّ مِن المیّتِ و یُخرجُ المیّتَ مِن الحیّ»؛ خداوند زنده را از مرده ـ دل ـ خارج می کند و مرده را از زنده ـ دل ـ. (19)
نتیجه آن که بی حجابی، بدحجابی و خودآرایی زنان نشانه ی فقدان یا ضعف عفت آنهاست؛ همان گونه که حاکی از نبود یا ضعف غیرت پدر یا شوهر آنان می باشد و این رذایل اخلاقی همراه با صفات ناپسند دیگرـ که از آن رذیلت ها و جامعه ی ناسالم ناشی شده است ـ طبق اصل وراثت ـ در تکوین و سرنوشت شخصیت فرزندان آنان مؤثر بوده و زمینه ی پدیدآمدن فرزندان ناصالح یا فاسد را فراهم می کند.

به ادامه مطلب بروید ...


نویسنده : الهه جراره   | چاپ این صفحه   | نظرات| ادامه مطلب
آسیب شناسی شخصیت و محبوبیت زن(13)/1 - یکشنبه 26 خرداد 1392
  تعداد بازدید : |طبقه بندی: عمومی،

 
نویسنده: محمدرضا كوهی
منبع: كتاب آسیب شناسی شخصیت ومحبوبیت زن

نقش لاقیدی و بدحجابی در بروز ناهنجاری های تربیتی خانواده
هدف این مقاله پرداختن به نقش سوء والدین و محیط خانواده بر شخصیت فرزندان و آسیب های فراوان دیگری است كه در اثر ضعف غیرت پدران و عدم اهتمام مادران به عفت و پوشش اسلامی و فطری خویش، از جهات گوناگون بر فرزندان خود وارد می كنند كه مهم ترین عامل گمراهی، فساد و یا عدم تربیت صحیح فرزندان محسوب می شود.
توضیح آن كه: خداوند برای حفظ نوع انسان و به منظور رسیدن عده ی بی شماری از انسان ها به كمالات انسانی و هدف خلقت از یك سو طبیعت انسان، اعم از زن و مرد را به غریزه ی جنسی پیوند داد و از سوی دیگر میل و علاقه به داشتن فرزند صالح و سالم را در نهاد آنان قرار داد، لذا هر مرد و زنی از عمق وجود خواستار چنین فرزندانی هستند.
رستگاری و صلاح نسل پاك و فرزندان صالح، گذشته از این كه به سود خود آنان بوده و سعادت و خوشبختی آنان را در دنیا و آخرت رقم می زند، دارای آثار و بركاتی برای والدین نیز می باشند: مایه ی گسترش و شخص شخصیت و موقعیت آنان؛ باعث سرفرازی و افتخار؛ عامل استحكام و دوام خانواده؛ یار و مددكار و مبارك برای والدین در زمان حیات و وسیله ای برای بالا رفتن مقام و درجه ی بهشتی و طلب رحمت الهی و آمرزش گناهان و فرستادن ثواب اعمال نیك و خیرات برای آنان بعد از مرگشان می باشند. چنین خانواده هایی مشمول دعای خیر ملائكه و فرشتگان الهی از جمله دخول در بهشت، می شوند(1) و در آخرت هم این دعای مستجاب شده، جامه ی عمل پوشیده و همگی وارد بهشت می شوند و بدین وسیله بهره مندی ها و لذت هایشان بیشتر می گردد. (2)

به ادامه مطلب بروید ...



نویسنده : الهه جراره   | چاپ این صفحه   | نظرات| ادامه مطلب
آسیب شناسی شخصیت و محبوبیت زن (12) - جمعه 24 خرداد 1392
  تعداد بازدید : |طبقه بندی: عمومی،


نویسنده : محمدرضا کوهی


نقش لاقیدی و بدحجابی در ناکارآمد ساختن ابزارهای شخصیتی زن

بدحجابی، لاقیدی و آزاد اندیشی

آزاداندیشی و روشن بینی، در پرتو تقوا و عقل سلیم از حجاب های ظلمانی گناهان و صفات ناپسند به دست می آید؛ بر این اساس زنی که اسیر لاقیدی یا بدحجابی می شود و با بی اعتنایی یا دهن کجی به پروردگار خویش و دستور حجاب و پوشش، ارزش های وجودی خود را در جاذبه های ظاهری خلاصه نموده و از آن حقیقت روحی و استعدادها و ارزش های انسانی خود غافل می شود و پرده های هوی و هوس جلوی دیدگان حق بین و آینده نگر او را گرفته و مانع آزاداندیشی او می گردد، معیارهایش در انتخاب همسر معمولاً مادی و ظاهری است و نسبت به ملاک های اصیل و ارزشی غافل بوده و یا توجه لازم و کافی به آنها ندارد، لذا در گزینش و انتخاب عاشق راستین، به عنوان شریک زندگی خود به خطا رفته و در نتیجه در زندگی شکست می خورد.
افزون بر این، چنین زنانی از شخصیت فکری و اخلاقی سالم و معتدل برخوردار نیستند، تا عاشق و دلداده ی واقعی داشته باشند، اینان یا از نظر عقل و اندیشه در باره ی حجاب و پوشش اسلامی فکر و عقیده ی نادرستی دارند و فریب شبهات و تبلیغات زهرآگین بر ضد حجاب اسلامی را خورده اند؛ به گونه ای که به دستور خدا جل جلاله و پیامبر او صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام و سیره ی الگویی و سخنان اخلاقی حضرت زهرا علیها السلام در زمینه ی عفاف و حجاب اعتنا نمی کنند، که معمولاً دختران جوان مسلمان ما از این گروه می باشند و یا به لحاظ روحی و اخلاقی شخصیت بیمار و ناسالمی دارند و اموری هم چون پوشش اسلامی را با مزاج روحی خویش سازگار نمی یابند.
همان گونه که اگر کسی به بیماری سوءهاضمه یا مرض دیگر مبتلا شده باشد، چه بسا میل به غذاـ اگر چه بهترین خواراک باشدـ نداشته و یا از آن متنفر و گریزان می گردد، کسانی که روحشان نیز با گناهان و صفات ناشایست مکدر شده است، شخصیت معنوی و باطنی آنها بیمار و مسموم گشته، در نتیجه مزاج ملکوتی شان از پذیرش دستورهای الهی ـ که در حقیقت غذا و خوراک جان آدمی است ـ باز می ماند؛ از این رو هر فردی به اندازه پاکی روح و روان، از غذاها و مائده های آسمانی و معنوی و لذایذ حاصل از آنها بهره مند می گردد و به میزان آلودگی های روحی و باطنی از آن نعمت های روان پرور محروم گشته و به دردها و آلام روحی و روانی گرفتار می شود. چنان که حضرت علی (ع) می فرمایند:
بالصّحهِ تَستَکمِلُ اللّذهُ؛ با صحت و عافیت، لذت انسان کامل می شود.(1)
این صحت، اعم از سلامتی جسمی و روحی است؛ سلامتی بدن، لذت کامل جسمی را به دنبال دارد و صحت روح، لذت کامل روحی و معنوی را. مردی که در غیرت ضعیف و سست است و از خودنمایی همسر یا دختر خود نه تنها ناراحت نیست، بلکه مباهات هم می کند، دچار بیماری روحی و فکری است، هر چند در بُعد جسمی سالم باشد.
بر این اساس چنین زن هایی از به دست آوردن عاشق واقعی، به عنوان همسر دلسوز و وفادار محرومند، چرا که عاشق راستین کسی است که عشق او بر پایه ی زیبایی باطنی زن، به ویژه حیا، عفت، وقار و پوشش اسلامی و دینی باشد، هر چند زیبایی ظاهر هم مورد توجه قرار بگیرد؛ همان گونه که در اسلام نیز به آن توجه شده است.
جوان با ایمان و عفیف به دنبال دختری می گردد که به لحاظ روحی و اخلاقی هم سنخ باشد؛ یعنی دختری با تقوا و عفیف. حتی کسانی که در ایمان و عفاف ضعیف بوده و از جاده مستقیم به بیراهه رفته اند، براساس فطرت الهی و الهام درونی خویش از امور منافی عفت و حیا متنفرند و خواستار ازادواج با دختران پاکدامن و با حیا و عفت می باشند. ویل دورانت ـ مورخ و فیلسوف غرب ـ می گوید:
زنان بی شرم و حیا، جز در موارد زودگذر، برای مردان جذاب نیستند. مردان جوان به دنبال چشمان پر از حیا می باشند و بدون آن که بدانند حس می کنند که این خودداری ظریفانه ـ عفت و حیاـ از یک لطف و رقت عالی خبر می دهد. (2)
خانم اوریزان مارون هم می گوید:
مرد فطرتاً طالب دختری است که مانند بنفشه محبوب و سلیم الطبع و در عین سادگی و عفاف، دارای کمال، لطف و دلبری باشد؛ زنی که دارای صفات و ملکات فاضله بوده و نام «زن» شایسته ی اوست، هر جا و به هر حالت که باشد مورد تقدیس و احترام مرد واقع می شود. (3)

به ادامه مطلب بروید ...


نویسنده : الهه جراره   | چاپ این صفحه   | نظرات| ادامه مطلب
آسیب شناسی شخصیت و محبوبیت زن(11) - پنجشنبه 23 خرداد 1392
  تعداد بازدید : |طبقه بندی: عمومی،

قسمت دوم


راز محبوبیت در اجتماع

انسانِ دارای اخلاق انسانی و الهی، نه تنها به دلیل جاذبه های اخلاقی در قلب همسرش جای دارد، بلكه خداوندـ كه مقلب القلوب و صاحب قلب هاست ـ او را محبوب همه مردم به ویژه پاكان و نیكان عالم هستی قرار می دهد؛ چنان كه این وعده را به افراد با ایمان داده است:
«إنّ الّذینَ آمنوا و عَملُوا الصّالِحات سَیجعَلُ لَهُمُ الرّحمنُ وُدّاً»؛ به درستی كسانی كه ایمان آورده و عمل نیك انجام دادند، خداوند بخشایشگر برای آنان محبوبیت و دوستی قرار می دهد. (21)
تحقق این وعده ی تخلف ناپذیر الهی به دو صورت انجام می شود:
1ـ از طریق اثر ذاتی و طبیعی ایمان و عمل صالح: بازتاب ایمان و اعتقاد راستین به خداوند، قیامت و دیگر معتقدات اسلامی در روح و فكر آدمی، به صورت فضایل والای اخلاقی و اعمال شایسته انسانی تجلی و بروز می كند كه به دلیل جاذبه و كشش معنوی آنها، در قلب ها جاگرفته و محبوب دلها، به ویژه همسر خواهد شد، زیرا انسان بر اساس فطرت زیبادوستی ـ همان گونه كه زیبایی های طبیعی و مادی را دوست دارد و به سمت آنها جذب می شودـ نسبت به زیبایی های معنوی و اخلاقی نیز علاقه فراوان نشان داده و انسان زیباسیرت را از عمق جان و دل دوست می دارد و به سوی او گرایش می یابد.
2ـ از راه مقلب القلوب بودن خداوند: ذات مقدس اله، خالق و پرورش دهنده و قدرت بی كران است و زمام دل های همه به دست او می باشد، عده ای را به خاطر تقوا، عفت، پاكی، صداقت و سایر صفات و رفتارهای خداپسندانه، به اوج عزت و محبوبیت در اجتماع رسانده و قلب همگان را متوجه آنها می سازد و بعضی را هم به دلیل بی تقوایی، بی عفتی و دیگر رذیلت های اخلاقی به پایین ترین و بدترین درجه ی انحطاط و مبغوض بودن كه نتیجه ی مستقیم روحیات و اعمال پلید خودشان است می كشاند.
چنان كه در طول حیات بشر، این موضوع دائماً تحقق پیدا كرده و ادامه خواهد داشت. قرآن كریم به هر دو گروه اشاره كرده و سرانجامشان را نمایانده است. بنابراین كلید عزت و محبوبیت در دست مقلب القلوب است؛ هم چنان كه كلید ذلت و خواری در ید قدرت او می باشد.
خداوند عزیز و جمیل، منبع و سرچشمه ی پایان ناپذیر عزت و قدرت و كانون بی نهایت محبوبیت است. ارتباط با او رمز رسیدن به عزت و محبوبیت راستین است؛ اگر انسان در سایه ی ایمان و تقوای الهی و اخلاق و رفتار انسانی به او نزدیك شود از عزت، عظمت و محبوبیت والا و حقیقی برخوردار می گردد. پس هر جا عزت و محبوبیتی هست، پرتوی از عظمت و محبوبیت بی نظیر اوست. این وعده ی الهی در آیات دیگر هم آمده است:
«مَن كانَ یُریدُ العِزّه فَلِلهِ العِزّهُ جمیعاً»؛ كسی كه خواهان عزت است [بداند كه] همه عزت ها از آن خداوند است [پس باید از او بخواهد]. (22)
«و لِلهِ العِزّهُ و لِرَسولِهِ و لِلمؤمنین»؛ عزت مخصوص خداوند و رسول او و مؤمنان است. (23)
بر اساس مفاد این دو آیه، همه عزت های واقعی تنها از آن خداوند است و كسی كه عزت و محبوبیت واقی می خواهد فقط باید از راه نزدیكی و تقرب به او یعنی ایمان راستین به دست بیاورد؛ ایمانی كه اخلاق و رفتار او را الهی و انسانی كند و زندگی او بر محور دستورهای اسلام باشد، نه بر مبنای خودخواهی و خودبینی؛ چنان كه قرآن كریم به كسانی كه خواستار رضایت و خشنودی مردم اند نه خداوند و پیامبر، تا بدین وسیله محبوبیت مردمی و جایگاه اجتماعی پیدا كنند می فرماید:
«واللهُ و رسولُهُ أحقُّ أن یُرضوهُ إن كانوا مؤمنین»؛ سزاوارتر آن است كه رضایت و خشنودی خداوند را به دست آورند، اگر مؤمن هستند. (24)
طبق این آیه، ایمان حقیقی اقتضا می كند كه انسان در زندگی، تنها خشنودی خداوند و پیامبرش را به دست آورد، از این رو تنها كسانی در ادعای ایمان داشتن و مسلمان بودن صادق اند كه در همه ی اعمال و گفتار، رضایت و خواسته خدا جل جلاله را در نظر بگیرند نه خشنودی و خواست مردم و پسند جامعه را، كه اولی نشانه ی حریت و آزادگی و دومی علامت اسارت و خودباختگی است.
افرادی كه در پی رضا و خشنودی پروردگار خود باشند خداوند آنها را به راه های سلامتی در ابعاد گوناگون حیات مادی و معنوی هدایت می نماید و از تاریكی های جهالت و رذیلت و معصیت خارج نموده و به سوی عالم نور و روشنایی معرفت و فضیلت و اطاعت و صراط مستقیم هدایت می نماید:
«یَهدی بِهِ اللهُ مَن اتّبعَ رِضوانَهُ سُبُلَ السّلام و یُخرجُهُم مِن الظُّلُمات إلی النّور بِإذنِهِ و یَهدیهِم إلی صراطٍ مُستقیمٍ».(25)
كما این كه به او عزت و محبوبیت حقیقی می بخشد، چرا كه اگر خداوند و پیامبر از كسی راضی شوند، رضایت مردم حق جو نیز به دست می آید و نزد آنان عزیز و محبوب می گرد، زیرا زمام امور همه ی مخلوقات عالم و دل های همگان تنها به دست خداوند بوده و او مقلب القلوب است و هر كه را بخواهد مبغوض یا محبوب می كند؛ خشم را به خشنودی، كینه را به محبت و بالعكس تبدیل می كند.
البته همه ی اینها براساس حكمت بالغه او انجام می گیرد؛ انسانی را به خاطر بندگی خالصانه عزیز و محبوب می گرداند و دیگری را به دلیل سركشی و عصیان، خوار و مبغوض می نماید؛ بنابراین باید خدای رحمان را از خود راضی نمود تا رحمت، محبت و لطف ویژه او شامل شود؛ در این صورت آدمی نه فقط محبوب انسان، بلكه همه ی اهل آسمان و زمین خواهد شد، یعنی محبوبیتش به وسعت همه آفرینش خواهد بود. (26)
بنابراین، راه رسیدن به عزت و محبوبیت واقعی، آراستن روح به زینت ایمان و فضایل اخلاقی و مزین كردن جسم به زیور اعمال صالح و رفتارهای انسانی است؛ و همان گونه كه تحقق عشق مجازی و شهوانی و محبوبیت دروغین بدون زیبایی صورت و جاذبه ی ظاهری ممكن نیست، تحقق عشق حقیقی و محبوبیت راستین هم بدون جمال سیرت و جاذبه ی باطن امكان پذیر نیست.
خلاصه جاذبه های ظاهری زمینه ساز جذب و انجذاب صوری و مصاحبت جسمی و تحقق شرایط تولید مثل است و روابط بین زن و شوهر را محدود به روابط غریزی و نفسانی می كند، اما جاذبه ی باطنی زمینه ساز جذب و انجذاب قلبی و وحدت روحی و فكری است و روابط فیمابین را فراتر از روابط جنسی و حیوانی كرده و فضای خانواده را سرشار از عواطف عالی و اخلاق و رفتار انسانی می كند و بستر مناسبی برای رشد و تربیت صحیح نسل فراهم می نماید.
بر این اساس زن، تنها در سایه ی جاذبه عفت، حیا، پاكی، تقوا، رعایت پوشش و رفتار عفیفانه می تواند به محبوبیت و معشوق بودن حقیقی نزد مردم و همسر خود دست یابد و اگر همسری ندارد خداوند، متعال محب و عاشق راستین برای او فراهم می كند تا با آرامش و امنیت كامل، زندگی پاك و گوارایی را برای رسیدن به ثمرهای پربار نظام خانواده، طی نماید.
پیامبر اكرم (ص) می فرمایند:
إنّ اللهَ یَقُولُ كُلّ یومٍ: أنا ربُّكُمُ العَزیزِ فَمن أرادَ عزٌّ الدّارینِ فَلیُطعِ العزیز؛
خداوند هر روز می فرماید: من پروردگار عزیز و نفوذ ناپذیرم، پس هر كس عزت دنیا و آخرت را می خواهد، باید خدای عزیز و مقتدر را اطاعت كند. (27)
نتیجه آن كه: هیچ كس، به ویژه زنان و دختران جوان، طعم عزت و محبت و محبوبیت حقیقی را نخواهد چشید، مگر در سایه ی اطاعت از دستورهای خدا مخصوصاً در مورد حجاب اسلامی و اخلاق جنسی؛ این وعده الهی است و هیچ كسی از او راستگوتر و صادق تر نیست.

درسی كه قرآن و یوسف به جوانان آموخت

یوسف، آن قهرمان عفت و فضیلت، در سیرت و باطن بسیار جمیل و در صورت و اندام فوق العاده بی نظیر بود؛ آن چه پاك سیرتان و ماه رویان همه داشتند او به تنهایی همه را داشت. زیبایی و آراستگی و از آن مهم تر شخصیت سرشار از ادب، نجابت، وقار، متانت، حیا، عفت و سایر سجایای اخلاقی وی، همه ی اهل كاخ عزیز مصر را مجذوب و شیفته او كرده بود.
اما در این میان، همسر عزیر مصر علیرغم برخورداری از زیبایی زیاد، از همه بیشتر شیفته او شده بود، این علاقه به تدریج به صورت عشق آتشین و سپس به شكل دلباختگی و علاقه ی جنسی درآمد. این موضوع با وجود زندگانی كامل اشرافی بانوی كاخ و محرومیت از لذت فرزند و بی بندوباری شدید حاكم بر دربار و فقدان ایمان و تقوا، و... دست به دست هم داده و دام بزرگی سر راه یوسف پاكدامن گسترانید، بدون آن كه عاقبت اندیشی نموده و در باره ی رسوایی هایی كه غالباً به دنبال آن به بار خواهد آمد، بیندیشد؛ از این رو یوسف، آن مجسمه ی تقوا و پاكی در بوته ی امتحان سختی قرار گرفت.
روزی یوسف متوجه شد وضع كاخ و رفتار همسر عزیز تغییر كرده و او با خودآرایی و آراستگی تمام و وسایل تحریم، به خودنمایی و عشوه گری كه اعمال ضد اخلاقی و انسانی است پرداخته و در صدد ربودن دل ملكوتی و فریب و اغفال اوست. سپس متوجه شد دربهای كاخ به دستور وی بسته و به یوسف گفت: بشتاب به سوی آن چه برای تو مهیا شده است. (28)
اما یوسف كسی بود كه در زمان توقف چند ساله ی خود در كاخ عزیز مصر هیچ گاه از حد و مرز تقوا و عفت تجاوز نكرده و حتی آلوده به یك نگاه خائنانه و هوس آلود به همسر عزیز نیز نگشته بود و زندگی اشرافی و سرشار از ناز و نعمت قصر هم نتوانسته بود ذره ای در روح با صفا و زیبای او اثر بگذارد، لذا او كه جز به جمیل بی نهایت و معشوق بی نظیر دل نبسته و همواره مفتخر به اطاعت حق تعالی و انجام وظیفه ی الهی و انسانی خود بوده و در همه ی فراز و نشیب های زندگی پروردگار عالم را شاهد و ناظر اعمال خود می دید، در این صحنه بسیار مهیج و هوس انگیز، خود را به دامن لطف الهی انداخته و به او پناه برد و از پذیرش خواسته پلید آن زن هوس ران سرباز زد؛ همانند كودكی كه به هنگام خطر سراسیمه به طرف پدر یا مادر رفته و خود را به دامن آنها می اندازد و از آسیب رهیده می شود.
یوسف با آن روح بلند و همت عالی به این حقیقت واقف و آگاه است كه هر گونه گناه و انحرافی خیانتی است به ولی نعمت خود و ستم و ضربه ای است به شرافت نفس خویش، و محرومیتی است از رستگاری و كمالات معنوی و باید در چنین محیط سراسر هوس و وسوسه به یگانه سنگر محكم و مطمئن پناهنده شود. لذا در سایه ی یاد پروردگار و احساس حضور در پیشگاه او و یاد عظمت روح و شخصیت و استعدادها و نعمت های والای الهی و توجه به آخرت و محكمه ی عدل قیامت كه از برنامه های تهذیب نفس وی بود، به خداوند علیم و قدیر پناه برد و از او استمداد طلبید:
«مَعاذَ الله إنّهُ ربّی أحسنَ مثوایَ إنّهُ لا یُفلحُ الظّالمون»؛ پناه به خدا، او پروردگار و صاحب نعمت من است ـ چگونه نافرمانیش كنم كه ـ جایگاه و منزلت مرا نیكو كرده و به راستی انسان های ستمكارـ كه همواره به خود ستم و خیانت می كنندـ رستگار نمی شوند. (29)
و بدین ترتیب از دیو نفس و شیطان درون رهایی یافت و برای آزادی و رهایی از شیطان بیرون ـ همسر عزیزـ نیز احساس كرد كه باید هر چه زودتر از این فراموش خانه ایمان و لغزش گاه خطرناك دور شود و لذا به طرف درب خروجی فرار نمود و از آن مهلكه ی شرف و انسانیت نیز نجات یافت و توطئه ی آن زن خودنما و هوس باز نافرجام گشت.
این گونه بود كه یوسف با آن سیمای زیبا و ملكوتیش درس بزرگی به تمام انسان هاـ اعم از زن و مردـ در همه ی عصرها به ویژه جوانانی كه دوست دارند با پاكی و پاكدامنی زندگی كنند، آموخت كه چگونه می توان حتی در لحظات بحرانی و بدترین مناظر شهوت بر غریزه مسلط و نفس سركش را مهار كرد و نقشه ی فریب كارانه افراد بوالهوس به ظاهر عاشق را خنثی نمود.
هم چنان كه قرآن حكیم به همگان آموخت كه عشق برخاسته از صورت و شهوت و بدتر از آن، عشق نامشروع هر كدام به فراخور تجاوز از حریم فطرت و طبیعت، دارای پی آمدهای تلخ بوده و غالباً با شكست همراه است، گر چه چند صباحی یا ساعتی به ظاهر شیرین و لذت بخش باشد و به گفته ی جلال الدین رومی:
عشق هایی كز پی رنگی بود
عشق نبود عاقبت ننگی بود
از آموزه های دیگر قرآن با طرح داستان یوسف این است كه قلبِ آكنده از محبت و عشقِ حق تعالی و روح پرهیزگار، از نتایج و میوه های فوق العاده عالی و لذت بخش آن بهره می برد؛ نظیر همان مواهب عظیمی كه حضرت یوسف در دنیا و آخرت از آن بهره مند شد؛ چنان كه می فرماید:
ما این گونه تمام نیكوكاران ـ و عفیفان ـ را پاداش می دهیم.(30)
لذا جوانان عفیفی كه همانند یوسف از شهوت نامشروعِ مهیا شده، به خاطر خداوند چشم پوشی كردند، مثل ابن سیرین و غیر او، پروردگار عالم به میزان جمال و پاكی روحشان به آنان پاداش های بزرگ و مقامات معنوی از جمله علم تعبیر خواب، عزت و محبوبیت عطا فرمود و این سنت ثابت و همیشگی الهی است كه به روی همگان بالخصوص جوانان پسر و دختر باز است.
اما دلی كه از چنین محبتی تهی باشد و از مشاهده جمال آن محبوب محروم باشد گرفتار بیماری عشق حیوانی و شهوانی شده و در امواج وسوسه های شیطانی فرو می رود و با غفلت از صورت آفرین و زیبابخش، در آستانه ی سقوط و رسوایی قرار خواهد گرفت:
«فَاعتَبِرُوا یا اُولُوالأبصار».(31)

قسمت دوم


اشك های محبت آمیز

اصولاً هر اندازه عواطف انسان بیشتر و روح او لطیف تر باشد، اشك چشم و گریه ی او نیز بیشتر خواهد بود؛ اگر افراد پاك و وارسته در مناجات با محبوب یگانه و بی نظیر، از نعمت چشم گریان برخوردارند و در برابر امور عاطفی و احساسات، اشك هایشان سیلاب وار جاری می شود به همین خاطر است و چون زنان براساس آفرینش خود، از روان لطیف و احساسات پاك و عواطف سرشار بهره مندند، لذا سریع البُكاء ـ زودگریه كننده ـ می باشند. البته این ویژگی در زنان به میزان اهمیت و حساسیت شدید عاطفی آنان در برابر حوادث بستگی دارد.
توسل به گریه یكی از مكانیسم ها و شیوه های جذب و نفوذ از جانب زن است كه عواطف مرد را تحت تأثیر قرار داده و احساسات او را در توجه به زن و خواسته های مشروع وی تحریك و تهیج می كند و در درون مرد تلاطم و طوفان ایجاد می نماید؛ در نتیجه زن را زیر چتر محبت بیشتر او قرار می دهد.

صدای ظریف و لبخند ملیح

جاذبه ی صدای ظریف، آهنگ شیوا، خنده و تبسم ملیح زن از جمله ابزارها و سلاح های طبیعی زن برای نفوذ و جذب مردان است؛ زن با اصول دلربا و خنده نمكین، دل همسر را نوازش می دهد و غبار غم، اندوه و خستگی را از صورت و چهره ی جان او می شوید، به ویژه اگر با ناز و نرمش و سخنان حق و روشنگرانه همراه باشد و به زندگی مرد حرارت، گرمی و صفا بخشیده و محبوبیت خود را نزد او حفظ و استوار می كند.
تأثیر و نفوذ صدای زیبای زن اگر توأم با ناز و كرشمه در برابر نامحرم باشد، به ویژه همراه با خنده و تبسم به روی بیگانه ای كه از نبود یا كمبود عاطفه در خانواده یا اجتماع رنج می برد، آن چنان اثرگذار است كه طوفانی در دل اوـ مخصوصاً اگر جوان باشدـ ایجاد می كند كه اعتدال و آرامش او را بر هم می زند و ذهن و اندیشه ی او را تا مدت ها به زن معطوف می كند و از امور حیاتی و ضروری منحرف و به لذت های شهوانی مشغول می نماید، در حالی كه زنان، معمولاً به راحتی از كنار این موضوع می گذرند و رعایت احتیاط و احساس مسئولیت در برابر مردها و جوانان و نوجوانان با آن ضعف غریزی و خلاً عاطفی نمی كنند.
تأثیر جاذبه های فوق، همانند سایر جاذبه های خدادادی زن تا اندازه ای است كه گاه باعث می شود مردان بیمار دل و شهوت طلب را به طمع انداخته، امنیت زن را به خطر اندازند و یا در صدد اغفال زن برآمده عفت، حیثیت و آبروی او را لكه دار كنند. در این باره، قرآن كریم، با نگاهی روان شناختی و جامع می فرماید:
«فَلا تَخضَعنَ بِالقولِ فَیَطمعَ الّذی فی قلبِهِ مَرضٌ و قُلن قولاً معروفاً»؛ [با مردان] با نرمی و ناز و كرشمه سخن نگویید كه انسان بیماردل در شما طمع كند و سخن نیكو و شایسته ای كه عقل و وحی آن را به رسمیت شناخته بگویید.(32)

پی نوشت ها :

1- مسئله حجاب، ص63-62.
2- نظام حقوق زن در اسلام، ص49.
3- ویل دورانت، لذات فلسفه، ص141.
4- نظام حقوق زن در اسلام، ص47، با تلخیص.
5- كنزالعمال، ج16،ص371.
6- نظام حقوق زن در اسلام، ص219.
7- انفال (8)آیه 29.
8- احزاب (23)آیه 32.
9- اسراء (17)آیه 7.
10- بقره (2)آیه 9.
11- نور (24)آیه 32-33.
12- میزان الحكمه، ج10،ص80.
13- آل عمران (3)آیه 9.
14- نساء (4)آیه 122.
15- نساء (4)آیه 34.
16- ر.ك: بقره (2)آیه 221.
17- مقدمه ای بر روان شناسی زن، ص110.
18- سیمای زنان، ص57.
19- شعراء (26)آیه 89-88.
20- غررالحكم، ج1،ص387.
21- مریم (19)آیه 96.
22- فاطر (35)آیه 10.
23- منافقون (63)آیه 8.
24- توبه (9)آیه 62.
25- مائده (5)آیه 16.
26- تفسیر نمونه، ج13،ص145.
27- میزان الحكمه، ج6،ص290.
28- یوسف (12)آیه 23.
29- یوسف (12)آیه 23.
30- انعام (6)آیه 86.
31- حشر (59)آیه 2.
32- احزاب (33)آیه 32.


نویسنده : الهه جراره   | چاپ این صفحه   | نظرات|
آسیب شناسی شخصیت و محبوبیت زن(11) - چهارشنبه 22 خرداد 1392
  تعداد بازدید : |طبقه بندی: عمومی،

نویسنده: محمدرضا كوهی
منبع: كتاب آسیب شناسی شخصیت ومحبوبیت زن


ابزارهای كارآمد زن در تحكیم شخصیت و ازدیاد محبوبیت در نظام خانواده

راز تفاوت ساختار جسمی و روانی زن و مرد

زن و مرد از نظر ساختار روانی و جسمی تام و كامل آفریده شده اند، اما در مقایسه با یكدیگر، هر كدام دارای ویژگی هایی هستند كه دیگری در پاره ای از آنها ضعیف تر است و برخی دیگر را هم به كلی ندارد. این امر ضمن آن كه وظایف آنان را در زندگی روشن می سازد، سبب می شود كه هر كدام از مرد و زن به یكدیگر احساس نیاز نموده و زمینه ی جذب به سوی هم و تشكیل خانواده فراهم گردد.
از همین رو اگر هر كدام از زن و شوهر رفتار و اعمال خود را در زندگی بر اساس ساختار وجود، ویژگی ها و وظایف تكوینی (خلفت) و تشریعی (دستورهای الهی و دینی) خویش تنظیم نمایند و جایگاه و منزلت خود را شناخته و از آن تجاوز نكنند، زندگی آنان سرشار از صلح، صفا و همسر دوستی خواهد بود.
بر این اساس خداوند حكیم زن را به جاذبه ها و ویژگی های خاصی مجهز نمود كه از یك سو مرد خود را نیازمند به آنها دیده و به سمت زن گرایش می یابد و از سوی دیگر زن در پرتو آن خصوصیت ها نزد همسرخود از محبوبیت و جایگاه ویژه ای برخوردار می شود.
پس تنها راه استحكام و افزایش محبوب و معشوق بودن زن نزد همسر آن است كه اعمال، رفتار و گفتارش هماهنگ با فطرت، طبیعت و ساختمان وجودیش باشد و به كج راهه و انحراف كشیده نشود و كارایی آن محبوبیت تكوینی و ابزارهای خدادادی را كه به منظور نفوذ معنوی در قلب همسر و جذب او به طرف خویش، به زن عطا شده از بین نبرد، بلكه در تقویت و استمرار آنها بكوشد.
چه بسیار زنانی كه با معرفت و آگاهی از تأثیر جاذبه های روحی، عاطفی و جسمی خویش در دل و روح مردان، از این موقعیت ویژه در بالا بردن ارزش خود و حفظ و افزایش محبوبیت خویش نزد همسرانشان و در نتیجه رسیدن به خواسته های معقول و مشروع خود بهترین استفاده را می برند و آن گونه كه باید، حیات خانوادگی خود و همسرانشان را به سوی حق و حقیقت به حركت درمی آورند.
در مقابل، برخی از زنان با سوءاستفاده از آن جاذبه های زنانه و نعمت های الهی و رعایت نكردن عفاف و حجاب عفیفانه ی اسلامی، خلع سلاح شده و تأثیر جاذبه های خود را به تدریج نزد همسر حال یا آینده خویش از دست می دهند؛ در نتیجه شخصیت و محبوبیت آنها متزلزل خواهد گشت و با انبوهی از حسرت در دنیا و آخرت دست به گریبان می شوند. استاد فرزانه شهید مطهری در این باره چه زیبا فرموده است:
استاد بزرگ، شهید مطهری در این باره می فرماید:
حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیری است كه خود زن با یك نوع الهام برای گران بها كردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به كار برده است. زن با هوش فطری و با یك حس مخصوص به خود دریافته است كه از لحاظ جسمی نمی تواند با مرد برابری كند و اگر بخواهد در میدان زندگی با مرد پنجه نرم كند از عهده ی زور و بازوی مرد بر نمی آید و از طرف دیگر نقطه ضعف مرد را در همان نیازی یافته است كه خلقت در وجود مرد نهاده است، كه او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقیت و مطلوبیت قرار داده است... وقتی كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت و نقطه ی ضعف مرد را در برابر خود دانست، همان طور كه متوسل به زیور و خودآرایی و تجمّل شد كه از آن راه، قلب مرد را تصاحب كند، متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نیز شد، دانست كه نباید خود را رایگان كند، بلكه بایست آتش عشق و طلب او را تیز كند و در نتیجه مقام و موقع خود را بالا برد. (1)
در این جا، به توفیق الهی آن ابزارها و جاذبه های زنانه را كه در تحكیم شخصیت و افزایش محبوبیت او در نظام خانواده نقش به سزایی دارد ذكر كرده و به تحلیل و بررسی هر كدام در باره ی زنان عفیف و با حجاب و زنان بی حجاب و بدحجاب می پردازیم.
برای تبیین این مطلب مهم به ذكر مقدمه ای ـ شامل یك اصل روانی و دو فرع مربوط به آن ـ اشاره می كنیم، اصل روانی و طبیعی این است:


نویسنده : الهه جراره   | چاپ این صفحه   | نظرات| ادامه مطلب
آسیب شناسی شخصیت و محبوبیت زن/10 - سه شنبه 21 خرداد 1392
  تعداد بازدید : |طبقه بندی: عمومی،

نویسنده: محمدرضا كوهی
منبع: كتاب آسیب شناسی شخصیت ومحبوبیت زن




پیامدهای ناگوار بدحجابی بر خانواده و اجتماع

قسمت پنجم : قتل انسانیت

با توجه به مباحث گذشته و آینده و پی آمدهای بی بندوباری، بدحجابی و عدم رعایت عفت، غیرت و شئون انسانی و اسلامی، كه عبارت است از: عدم شكوفایی استعدادهای والای روحی و نابودی آنها، فساد اخلاق در جامعه و خانواده، انحراف های جنسی، فساد نسل، دگرگون شدن ارزش ها و خلاصه سقوط انسانیت، باید دید:
اولاً: جرم و گناه كشتن انسان بی گناه و فلسفه ی آن چیست؟
ثانیاً: آیا جرم قتل انسانیت در ردیف قتل یك انسان و گرفتن حیات طبیعی از اوست یا گناه و عذاب آن قابل مقایسه با عقاب و مجازات كشتن انسان نیست؟
ثالثاً: نقش بی بندوباری و بدحجابی زنان در كشتن انسانیت چگونه است. روشن شدن پاسخ این سؤال ها به ذكر دو مقدمه منوط است:



نویسنده : الهه جراره   | چاپ این صفحه   | نظرات| ادامه مطلب
آسیب شناسی شخصیت و محبوبیت زن/9 - چهارشنبه 8 خرداد 1392
  تعداد بازدید : |طبقه بندی: عمومی،


نویسنده: 
محمدرضا كوهی
منبع: كتاب آسیب شناسی شخصیت ومحبوبیت زن


پیامدهای ناگوار بدحجابی بر خانواده و اجتماع

قسمت چهارم : عامل نزول بلا

خداوند به انسان ها مهر و محبت بی نهایت دارد و هدف او هدایت، كمال و سعادت ابدی آنهاست؛ از این رو اسباب و وسایل گوناگونی برای آنها جهت نیل به این هدف فراهم نموده است. برای هر انسانی واعظ، سخن گو و نماینده ای برای خود در درون به نام عقل، فطرت و وجدان و در بیرون به نام وحی و شریعت از طریق پیامبران، اوصیا و كتاب های آسمانی قرار داده است.
آنان كه خواهان كمال و خوشبختی ابدی هستند، با گوش جان سپردن به این نصیحت گران واقعی و پیام آوران سعادت حقیقی، در صدد اطاعت الهی برآمدند، تا به آسانی خود را از امواج طوفانی دنیا نجات داده و به ساحل امن رستگاری ابدی دست یابند.
اما آنان كه هوس و خواسته های نفسانی و شهوانی را بر دستورها و خواست الهی مقدم می شمارند و دنیای زودگذر را بر آخرت ماندگار ترجیح می دهند، خداوند حلیم بر اساس لطف بی كران و اراده حكیمانه اش آنان را مكرر به سمت حقیقت و سعادت فرا می خواند، تا شاید به خود آمده و از مركب غرور و سركشی و خودخواهی فرود آیند و در مسیر حق و اعتلای شخصیت، گام بردارند، لذا هر كس را به تناسب حال و روحیه اش از انواع هدایت های تكوینی درونی و برونی برخوردار می گرداند.
گاهی انسان را گذشته از ایجاد گرایش های مكرر به خیرات در درون، از رحمت و لطف بیشتر و نعمت های فراوان از بیرون برخوردار می كند، تا با انگیزه ی شكر منعم بیدار گشته و سپاس گزار و مطیع ولی نعمت خود شود و گاهی او را به نتیجه و عكس العمل پاره ای از گناهانش مجازات می كند كه به شكل بیماری ها، حوادث ناگوار، كمبودها، فقر و غم و اندوه و امثال آن آشكار می گردد، تا تكبر از قلب وی خارج شده و تواضع و تسلیم در آن مستقر شود.
هم چنان كه نسبت به جامعه ای كه گروهی از افرادش از اطاعت سر برتافته و به عصیان و سركشی از دستورهای الهی روی آورده اند، گاهی آرامش، امنیت و فراوانی نعمت و بركات می بخشد و گاهی گرفتار برخی از بلاها و مصیبت ها؛ مانند زلزله، سیل، طوفان های شدید، ناامنی، قتل و غارت و مرگ های ناگهانی و غیره كه بازتاب و نتیجه بعضی از اخلاق و كردار ناروای آنهاست، می كند تا شاید از خواب غفلت بیدار شده، از ذلت معصیت و گناه به عزت طاعت و بندگی رو كنند، و یا اگر قربانی چنین حوادثی شده اند، از گناهان پاك شده و یا عذاب برزخی و اُخروی آنها تخفیف یابد. از این رو این بلاها نیز در باطن خود، رحمت الهی خواهند بود.
اصل در هدایت الهی آن است كه با رحمت و نعمت، انسان ها را در مسیر عفاف و تقوا و تكامل قرار دهد؛ كما این كه در دعا می خوانیم: «یا من سبقت رحمته غضبه»(1)؛ ای خدایی كه رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است. بنابراین رحمت و لطف خداوند، اصل و سخط و غضب او فرع است.
با این همه، باطن غضب الهی نیز رحمت و محبت است و غضب او عین مهر و رحمت اوست. خشم او در نظام آفرینش و دستورهای قهرآمیز او در نظام دین، فرع و تابع اصل رحمت اوست و رحمت و غضب الهی هم بر اساس حكمت حكیمانه اوست؛ یعنی از آن جا كه خداوند می خواهد انسان ها به سوی كمال و سعادت ابدی سیر كنند و بیشتر مردم به خاطر عوامل غفلت آفرین و لذت های مادی زودگذر، عظمت و هدف والای خویش را به دست فراموشی سپرده، از سیر تكاملی منحرف می گردند و جز با دستورهای قهرآمیز در نظام شریعت از یك سو و با بلا و مصیبت در جسم و جان و فرزند و مال و امثال آن ـ كه نتیجه و بازتاب بعضی از اعمال آنهاست ـ در نظام خلقت از سوی دیگر متنبه نمی شوند؛ از این رو آنها را در دنیا با مجازات و مكافات بعضی از آثار گناهانشان هشدار می دهد.

به ادامه مطلب بروید ...


نویسنده : الهه جراره   | چاپ این صفحه   | نظرات| ادامه مطلب

کل صفحات: 12   1 2 3 4 5 6 7 ...   

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic