موضوعات

دوستان

آرشیو

ابر برچسب ها

آخرین مطالب ارسالی

پیوند ها

نظر سنجی
مطالب وب ما را در جهت اطلاع رسانی و اشاعه فرهنگ اصیل اسلامی و قرآنی چگونه ارزیابی می کنید؟






آسیب شناسی شخصیت و محبوبیت زن/8 - سه شنبه 7 خرداد 1392
  تعداد بازدید : |طبقه بندی: عمومی،


نویسنده: محمدرضا كوهی
منبع: كتاب آسیب شناسی شخصیت ومحبوبیت زن

پیامدهای ناگوار بدحجابی بر خانواده و اجتماع

قسمت سوم: شیوع انحرافات جنسی
انسان هاـ اعم از مرد و زن ـ در برابر غریزه ی جنسی به سه گروه تقسیم می شوند:
1ـ كنترل و تعدیل در سایه ی تقوای الهی و اشباع آن از راه ازدواج؛
2ـ افراط و زیاده روی و انحراف؛
3ـ تفریط و بی توجهی به این میل نفسانی
انسان های با تقوا و مؤمن كه جز به معشوق و دلربای حقیقی دل نبسته و عظمت وجودی خویش و تمام نعمت های خود را از لطف او می دانند و از برزخ و حساب و كتاب آخرت هراسناكند، هرگز با گناه و انحراف، برخود، ستم نكرده و صفای باطن را آلوده نمی سازند و خود را از هدایت حق تعالی و سعادت محروم نمی سازند، لذا به هنگام روبرو شدن با عوامل مهیج و هوس انگیز با الگوگیری و پیروی از حضرت یوسف علیه السلام، در سایه ی محكم ترین و مطمئن نرین دژها، یعنی پناه بردن به خداوند و یاد او و عظمت خویشتن و بزرگی روح و نیز با یادآوری معاد و آخرت، چشمان خویش را كنترل، قوه تخیل را تعدیل و در برابر غرایز، خویشتن داری و صبر پیشه می كنند واز دایره ی عفت و تقوا خارج نمی شوند و از هر گونه انحراف و كج روی دوری می كنند تا شرایط ازدواج، آن گونه كه خداوند وعده داده است، فراهم گردد.
كسانی كه راه سوم را برگزیده و غریزه خود را سركوب می كنند، كارشان به حكم عقل و شرع ناپسند و مذموم است، زیرا خطر طغیان غریزه و انحراف از مسیر معقول و یا عوارض ناگوار روانی و عصبی آنها را تهدید می كند؛ به علاوه با هدف آفرینش غریزه ی جنسی ـ كه تولید نسل است ـ مغایر می باشد.
اما دسته دوم: ـ كه موضوع بحث ماست ـ كسانی اند كه از دین و ایمان تهی بوده یا ایمان ضعیفی دارند؛ این افراد غریزه و نفس سركش خود را، به ویژه هنگام مواجه شدن با عوامل هیجان برانگیز و تحریك كننده، از مدار طبیعی منحرف نموده و پا از دایره ی تقوا و عفاف بیرون می نهند و به انحرافات جنسی می آلایند كه عواقب و پی آمدهای دردناكی برای جامعه و خود آنها دارد. این انحرافات عبارتند از: استمنا و خودارضایی، لواط و مساحقه، زنا و گرایش به جنس مخالف از راه غیر مشروع.
از آن جا كه هر عمل مخالف فطرت و طبیعت انسان، ضربه و جنایتی بر روح و جسم است، انحرافات جنسی به خصوص استمنا دارای عوارض و آثار ناگوار و خطرناكی است كه گریبان گیر شخص منحرف و جامعه و نسل آینده می شود، كه چه بسا آثار شوم آنها تا آخر عمر باقی می ماند؛ به همین علت دین مقدس اسلام ـ كه دین فطرت و طبیعت است ـ با این انحرافات به شدت مبارزه نموده و آنها را از گناهان بزرگ شمرده است و دستورهای آن در باره ی كنترل چشم و خیال، حجاب و پوشش، عفت و غیرت، و به طور كلی اخلاق جنسی برای محفوظ ماندن انسان از ناهنجاری های اخلاقی و انحرافات جنسی و نتایج خطرناك آن است.
در این مبحث به ذكر انواع انحرافات جنسی و بیماری ها و اختلال های عمده روانی ناشی از آنها و پی آمدهای وخیم شان می پردازیم، تا ضمن تبیین فلسفه ی حكم اسلام بر وجوب حجاب و اخلاق جنسی، یادآوری و هشداری برای همه، به ویژه افراد مبتلا به این انحرافات باشد.

به ادامه مطلب بروید ...

الف) خودارضایی

جوانان و نوجوانان در اثر فشار غریزه ی جنسی حاصل از تحریكات جنسی زنان، به این عمل نكبت بارـ كه آسان ترین و سریع ترین شیوه ی ارضای غریزه و تحصیل لذت كاذب است ـ روی می آوردند و از آن جا كه غالباً از پی آمدهای زیان بار جسمی و روانی آن ناآگاهند، در اثر تكرار این عمل، به آن عادت پیدا كرده و در نتیجه به انواع بیماری های اخلاقی، روانی، عصبی و جسمانی مبتلا می شوند؛ چنان كه متأسفانه امروزه بعضی از جوانان و نوجوانان جامعه ی ما به آن گرفتار شده اند؛ به گونه ای كه در ترس و اضطراب و افسردگی به سر می برند و برای بهبودی خود راه چاره و شفا می جویند.
با توجه به این اصلِ روان شناختی، كه هر حركت مخالف فطرت و هر میلی كه از مجرای غیر طبیعی ارضا شود، ضربه ی بزرگی بر موجودیت انسان وارد می كند و باعث تباهی جسم و تحلیل نیروها و توانایی های ملكوتی می گردد، لذا استمنا و كام جویی از خود، در منظر عقل بسیار قبیح و از نظر شرع مقدس اسلام از گناهان كبیره است، زیرا اولاً این عمل شوم، انحراف غریزه ی جنسی از مسیر دست خود و فلسفه ی آفرینش می باشد و ثانیاً مغایر با پرورش استعدادها و هدف تكاملی است و ثالثاً عواقب بسیار ناگواری راـ در اثر تكرارـ برای جسم و اعصاب و روان ایجاد می كند.
یكی از نویسندگان می نویسد:
كام جویی از خود، گر چه موقتاً نوجوان را تشفی می بخشد و قدری آرامش و رخوت به همراه می آورد، لكن این آرامش كاذب است و به اصطلاح، آرامش قبل از طوفان نامیده می شود؛ طوفانی كه بعدها سر می آورد و خرمن هستی نوجوان را در حریقی دامن گستر می سوزاند.(1)
گذشته از آثار و پی آمدهای نامطلوب جسمی خودارضایی، آن چه بیشتر مهم است، جنبه ی روانی آن است كه هر فردی پس از اقدام به آنان، دچار عذاب وجدان شده و احساس گناه و شرمندگی می كند و شخصیت و انسانیت خود را در معرض خطر می بیند. البته این حالت روانی لطف خدا محسوب شده تا انسان به خود آمده و با توبه و استغفار، تصمیم جدی بر ترك آن بگیرد و دیگر هیچ گاه مرتكب چنین عملی نشود و در صدد اصلاح خویش برآید.
اما مشكل زمانی به اوج می رسد كه نوجوان یا جوان و هر مبتلای دیگر، از این لطف الهی به صورت شایسته استفاده نكند و هم چنان خود را به آن آلوده سازد و در اثر تكرار و عادت به آن، به جای توبه و استغفار و تلاش برای ترك آن، احساس گناه، حقارت و بی ارزشی در او شدت یافته و احساس شرافت و بزرگواری و قوت عزت و اراده در او تضعیف گردد و از بازگشت به فطرت خویشتن ناامید شود.
این احساسات منفی و زیان های اخلاقی، شخصیت آنان را به شدت متزلزل و آسیب پذیر نموده و زمینه ی خطرناكی برای افزایش انحرافات و فاصله گرفتن از ارزش های اخلاقی و معنوی می باشند، زیرا میان احساس كرامت و عزت با گناه و انحرافات جنسی رابطه ی معكوسی وجود دارد؛ یعنی هر چه انسان در اثر خودشناسی و دین شناسی، احساس عظمت روحی و كرامت نفس كند، از گناهان و زشتی ها فاصله می گیرد و هر اندازه احساس فرومایگی و حقارت كند، نسبت به ارتكاب گناهان و انحرافات جنسی ورذایل اخلاقی، بی باك و لاابالی خواهد شد.
این اصل روان شناختی در حدیث امام علی (ع) بیان شده است:
مَن كَرُمت علیهِ نفسُهُ هانَت علیه شَهواتُهُ؛ كسی كه احساس كرامت نفس و بزرگواری روحی كند، شهوات نزد او خوار و بی ارزش خواهد بود. (2)
و امام هادی (ع) نیز می فرمایند:
مَن هانت علیهِ نفسُه فَلا تَأمَن شَرّهُ؛ كسی كه احساس حقارت و بی شخصیتی كند از شر و آزار او در امان مباش. (3)
این سخنان نورانی ـ كه حاكی از ژرف اندیش و ظرافت بینی های آن حضرت است ـ نشان می دهد تنها عاملی كه پشتوانه ی اخلاق و رفتار انسانی و الهی است و انسان را در برابر گناهان و لغزش های جنسی بیمه می كنند، عامل درونی یعنی احساس عظمت و بزرگواری كردن است؛ انسان با شناخت عظمت و كرامت ذاتی روح ملكوتی و استعدادهای الهی و هدف والای آنها در پرتو وحی، خود را بزرگ تر و بزرگوارتر از آن می داند كه دستش به گناه و دامنش به انحراف جنسی آلوده شود. در مقابل، احساس خود كوچك بینی و ضعف باعث می شود تا پشتوانه ی روحی و عامل دفاعی درونی در برابر تمایلات ناپسند و شهوات و لذت های دروغین زودگذر تضعیف شود و تن به پستی آلودگی های و ذلت گناهان بدهد.
عواقب ناگوار خودارضایی در آیینه ی كلام دانشمندان و اعتراف مبتلایان
موریس دبس می گوید:
نشانه های عادی جلق زدن (استمنا) را همه می شناسند و آن عبارت است از پریدگی رنگ و به خصوص حلقه ی سیاه رنگی كه به دور چشم پیدا می شود، فرد همواره خسته و خواب آلوده به نظر می رسد، توجه او به سختی به چیزی جلب می شود، غالب اوقات یك شرم و حیای اغراق آمیز و كاذب در وی پیدا می شود، گوشه گیری اختیار می كند و خواب وی آشفته و ناراحت است. (4)
كانت نیز می گوید:
هیچ چیز به اندازه كام گرفتن از خود، ذهن و جسم را ضعیف نمی كند و این نوع شهوت رانی به كلی با طبیعت آدمی مغایر است، اما این موضوع نباید از جوان پنهان بماند، باید آن را با همه ی زشتی اش پیش روی وی قرار داده، بگویی كه بدین طریق از تولید مثل خواهد افتاد و یادآور شویم كه این عادت بیش از هر چیز دیگر قدرت جسمی اش را تباه خواهد كرد. با این كار سبب پیری زودرس خواهد شد، عقلش واقعاً ضعیف خواهد شد و... .(5)
كوچكتف و لاپیك، دو روان شناس شوروی سابق می گویند:
تمایلات جنسی پیش از موقع، جوان را از تحصیل و استراحت كلی و شاط بخش منحرف می كند و در اشخاص بی اطلاع و بی تجربه سبب رنج روحی عمیقی می شود. (6) تعدادی از متخصصان مسائل جنسی عقیده دارند:
این عمل (استمنا) مبتلایان را به ضعف قوای شهوانی دچار می كند، ترسو و بی حال بار می آورد، شهامت و درستی از آنان گرفته می شود، چه بسا اشخاصی هستند كه در عنفوان جوانی دچار ضعف قوای روحی و جسمی به صورت مفرط می شوند، این عمل غیر منطقی جنسی از لحاظ روابط نزدیكی كه با حواس پنجگانه دارد، در درجه ی اول در چشم و گوش اثر می گذارد، علاوه بر اینها تحلیل رفتن قوای جسمانی و روحانی، كم شدن خون، پریدگی رنگ، كمبود قوای حافظه، لاغری، ضعف و سستی زیاده از حد، بی اشتهایی، كج خلقی، عصبانیت، دَوَران سرـ سرگیجه و آفت های دیگر، مشكلاتی است كه گریبان گیر مبتلایان به آن خواهد شد. (7)
كینزی از محققانی كه سالیان دراز به تحقیق در باره ی مسائل جنسی نوجوانان و جوانان پرداخته است، می نویسد:
مشكل است تصور شود كه چیزی بهتر از این (استمنا) بتواند به طور مداوم به شخصیت فرد لطمه بزند. (8)
متفكر دیگری به نام سیلوانوس استال می گوید:
این كار (استمنا) آشفتگی و شوریدگی حال را سبب می شود و اگر تكرار گردد نتایج محنت انگیزی در پی دارد؛ استمنا هوش را ناتوان و خوی را پست و نیروهای فعال را نابود می سازد. باید آن را نه تنها گناه به خدا بلكه بی حرمتی به آن چه در عالم بشریت پاك و نیك است، به شمار آورد. این كار زشت اگر به درازا انجامد برای بدبختی كه بدان مبتلا شود، همه راه های به دست آوردن خوشبختی را تباه و ویران می سازد. (9)
دین مقدس اسلام این عمل زشت و ناپسند و منافی عفت را حرام و گناه بزرگ شمرده و شخص منحرف و آلوده را، هم چون دیگر انحرافات جنسی، از تجاوزكاران برشمرده است؛ چنان كه قرآن كریم می فرماید:
«فَمن ابتغی وَراء ذلِك فَأُولئكَ هُمُ العادون»؛ هر كسی غیر از این راه ـ بهره گیری جنسی از همسر یا كنیز خویش ـ را طلب كند، تجاوزگر است. (10)
نقل شده است كه شخصی از امام صادق (ع) در باره ی استمنا سؤال نمود، امام فرمود:
گناه بزرگی است كه خداوند در قرآن مجید از آن بازداشته است؛ استمنا كننده مانند آن است كه با خودش نكاح كرده و اگر كسی را كه چنین می كند بشناسم با او هم غذا نخواهم شد.
راوی پرسید از كجای قرآن حكم آن فهمیده می شود؟ حضرت آیه مذكور را تلاوت فرمود. راوی سؤال كرد: گناه زنا بزرگ تر است یا استمنا؟ فرمود:
استمناء گناه بزرگی است. (11)
پیامبر اكرم (ص) نیز فرموده اند: هر كس با دست، شهوتش را خارج كند ملعون است. (12)
باز امام صادق (ع) فرموده اند:
سه دسته اند كه خداوند با ایشان سخن نمی گوید و با نظر رحمت به ایشان نمی نگرد و پاكشان نمی كند و برای آنان عذاب دردناكی است: كسی كه موهای سفیدش را بكند ـ تا جوان دیده شودـ، كسی كه به وسیله ی عضو خودش، شهوتش را خارج كند و كسی كه با او لواط كرده شود. (13)
البته اگر انجام دهنده ی این كارها توبه ی واقعی و نصوح كند، مشمول مغفرت و رحمت گشته و از عذاب نجات خواهد یافت.

ب) هم جنس گرایی

یكی از خطرناك ترین انحرافات، هم جنس گرایی است كه در مورد مردان به نام «لواط» و در مورد زنان «مساحقه» نامیده می شود. این عمل زشت از پی آمدهای دیگر تحریكات جنسی زنان در جامعه است، زیرا از یك سو باعث غفلت افراد از یاد خداوند، قیامت و عظمت و كرامت نفس و ارزش های والای انسانی می شود و همین موضوع ریشه ی همه ی نكبت ها و زشتی هایی است كه بر زندگی بشر سایه افكنده كه از جمله ی آنها گرایش افراطی به تمایلات نفسانی و دنیاپرستی است و از سوی دیگر موجب تحریك و شعله ور شدن غریزه ی جنسی می شود؛ در نتیجه در اثر عدم دسترسی به جنس مخالف ـ از راه ازدواج ـ در نوجوانان و جوانان و در اثر شقاوت و شهوت بارگی در افراد متأهل، زمینه برای میل به جنس موافق فراهم می گردد.
این عمل انحرافی و هنجار شكن، برخلاف ساختار فطری و طبیعی انسان بوده و سلامت جسم و روان را به خطر می اندازد و تداوم آن موجب بروز آسیب های بسیار زیادی بر جسم و روان و مفاسد فراوانی در جامعه می شود؛ از این رو در این جا به ذكر تحقیقی كه در یكی از تفاسیر در این زمینه آمده، می پردازیم:
این گونه روابط نامشروع در ارگانیسم بدن انسان و حتی در سلسله اعصاب روح، اثرات ویرانگری دارد. مرد را از یك مرد كامل بودن و زن را از یك زن كامل بودن ساقط می كند؛ به طوری كه گرفتار ضعف جنسی شدید و به اصطلاح سردمزاجی و بی میلی به جنس مخالف می شوند و بعد از مدتی قادر به آمیزش طبیعی ـ با جنس مخالف ـ نخواهند بود. مردی كه تن به این كار دهد احساسات زنانه، تدریجاً در او پیدا می شود و با توجه به این كه احساسات جنسی زن و مرد هم در ارگانیسم بدن آنها مؤثر است و هم در روحیات و اخلاق ویژه شان، لذا روشن می شود كه از دست دادن احساسات طبیعی، تا چه حد بر جسم و روان و روح انسان ضربه می زند و حتی ممكن است افرادی كه گرفتار این انحراف هستند چنان به ضعف جنسی مبتلا شوند كه دیگر قدرت بر تولید فرزند را نیابند. افراد هم جنس گرا، تدریجاً به انزوا و بیگانگی از اجتماع و سپس بیگانگی از خویشتن رو می آورند و گرفتار تضاد پیچیده ی روانی می شوند و اگر به اصلاح خود نپردازند، ممكن است به دام بیماری های جسمی و روانی مختلفی بیفتند و قدرت اراده را، كه شرط هر نوع پیروزی است، تدریجاً از دست بدهند و یك نوع سرگردانی و بی تفاوتی در روح آنان لانه كند و سرگردانی روانی تدریجاً آنها را به مواد مخدر و مشروبات الكلی و انحرافات اخلاقی دیگر بكشاند. (14)
بر این اساس، دین مقدس اسلام ـ كه تمام قوانین و دستورهایش هماهنگ با ساختار وجودی آدمی است ـ این عمل قبیح را حرام و از گناهان كبیره شمرده و بلكه از نزدیك شدن به مقدمات آن و هم چنین سایر انحرافات جنسی نهی كرده است؛ آن جا كه می فرماید:
«و لا تَقرَبوا الفَواحِش ما ظَهر مِنها و ما بَطن»؛ به كارهای زشت، چه آشكار و چه پنهان نزدیك نشوید. (15)
در چندین جای قرآن نیزـ برای عبرت و پند مسلمانان و دیگران ـ سخن از قوم لوط به میان آمده و آنها را اولین قومی كه به این عمل منافی عفت آلوده شدند، معرفی كرده و از آنان به قوم نادان، مسرف و فاسق و از این عمل به عنوان فاحشه، فسق و خبیث یاد می كند. عاقبل، عذاب الهی و بازتاب اعمال ننگین شان آنها را فراگرفت و بارانی از سنگ ریزه بر آنها فروریخت و شهرهای آنان را زیر و رو و واژگون ساخته و به زندگی خفت بارشان پایان داد. (16)
پیامبر اكرم (ص) فرمودند:
لمّا عَمِل قومُ لوطٍ ما عَمِلوا بَكتِ الأرضُ إلی ربّها حتی بَلغَ دُموعُها إلی السّماءِ بَكتِ السّماءُ حتی بَلغَ دُموعُها إلی العرشِ فَاَوحی اللهُ إلی السّماءِ أن اَحصِبیهِم و أوحی إلی الأرضِ أن اَخسِفی بِهِم؛ هنگامی كه قوم لوط آن اعمال ننگین و پست را انجام دادند، زمین آن چنان ناله سر داد كه اشك هایش به آسمان رسید و آسمان آن چنان ناله كرد كه اشك هایش به عرش رسید، پس خداوند به آسمان وحی فرستاد كه آنها را سنگ باران كن و بر زمین وحی نمود كه آنان را فرو ببر. (17)
هم چنین آن حضرت فرمودند:
لا یَجِدُ ریحَ الجَنهِ زَنوقُ و هُو المُخنّثُ؛ كسی كه با او لواط شود بوی بهشت به مشامش نخواهد رسید. (18)
امام صادق (ع) نیز ضمن حدیثی به شدت زشتی و خباثت این عمل (لواط) در دنیا و تجسم باطن و حقیقت آن در آخرت اشاره فرموده است:
مَن جامَعُ غُلاماً جاءَ یوم القیامهِ جُنُباً لا یَنقیه ماءَ الدّنیا و غَضِبَ اللهُ علیهِ و لَعَنهُ و اَعَدّ لَهُ جَهنّم و سائت مصیراً... ثُمّ قال إنّ الذَّكرَ یَركَبُ الذّكَرَ فَیَهتَزُّ العرشُ بذلك؛ هر كس با پسر نوجوانی آمیزش [=لواط]كند، روز قیامت در حالی وارد محشر می شود كه جنب و ناپاك است؛ به طوری كه آب های جهان او را پاك نمی كند و خداوند بر او غضب می كند واز رحمت خویش دور می سازد و دوزخ را برای او آماده می كند و چه بد جایگاهی است... سپس فرمود: هر گاه فرد مذكر[=مرد] با مذكر دیگر آمیزش كند، عرش الهی به لرزه می آید. (19)
حضرت علی (ع) هم در این باره می فرماید:
لَعن اللهُ المُتَشبِّهین مِن الرّجالِ بِالنّساءِ و المُتَشَبّهاتِ مِن النّساءِ بِالرّجالِ؛ لعنت خداوند بر آن مردانی كه خود را شبیه زنان و بر آن زنانی كه خود را شبیه مردان می كنند. (20)
شایان ذكر است كه برای این گناه كاران، رسوایی و عذاب اُخروی در صورتی است كه متنبه نگشته و توبه و بازگشت حقیقی نكنند.

ج) زنا

كشش و جاذبه ای كه در سایه ی غریزه جنسی زن و مرد به سوی یكدیگر وجود دارد، از حكمت های خداوند برای تولید و بقای نسل می باشد، اما نه به هر روش و قیمتی، بلكه از راه شرعی و قانونی؛ یعنی ازدواج و تشكیل زندگی مشترك.
هر انسانی تداوم شخص و شخصت خویش را در تولید نسل و تربیت فرزند صالح می داند؛ از این رو هر كس از عمق جان نیازمند فرزند سالم و شایسته است تا در پرتو وجود او، نیاز درونی اش را تأمین نماید و با مرگ، دفتر وجودش در دنیا پایان نیابد.
از این رو براساس كلمات امامان پاك علیهم السلام پرونده اعمال انسان با مرگ بسته می شود، مگر چند گروه كه از جمله آنها پدر و مادری است كه فرزند درست كرداری به یادگار گذاشته اند. بدیهی است كه تنها در پرتو نظام خانواده و ارتباط مشروع زن و مرد می توان محیطی آكنده از محبت، گذشت، فداكاری و سرشار از انسانیت، معنویت و در نتیجه بستری مناسب برای تولید نسل و پرورش فرزند صالح و شایسته فراهم نمود و اصولاً در چنین فضایی شخصیت والدین در فرزندان تبلور می یابد و فرزندان آئینه ی تمام نمای پدر و مادر خواهند بود.
با این بیان، فلسفه ی حرمت عمل ننگین و ناپسند زنا و تعرض جنسی روشن می شود، چرا كه زناـ كه عمل جنسی نامشروع مرد و زن بدون پیوند زناشویی است ـ گذشته از فساد اخلاقی فردی و اجتماعی، باعث نابودی و ریشه كنی نسل، به ویژه نسل صالح می شود، زیرا اولاً: این عمل پست ضربه های جبران ناپذیری بر بنیان خانواده وارد می سازد، چرا كه با رواج این عمل، از یك سو بسیاری از جوانان ازدواج نمی كنند و یا ازدواج را به تأخیر می اندازند و برای ارضای غریزه ی خود از این راه استفاده می كنند و پس از گذشت جوانی و سن ازدواج، تشكیل خانواده می دهند كه در چنین موقعیتی آمادگی یا حوصله تولید و تربیت فرزند صالح از بین می رود و یا به شدت كاهش می یابد.
از سوی دیگر ازدواج های صورت گرفته در معرض طلاق و فروپاشی قرار می گیرد؛ چنان كه در رژیم طاغوت كه این عمل مغایر با فطرت و شریعت رواج داشت، بر اساس آماری كه آن زمان اعلام شد، در برابر هر ازدواجی یك پیوند خانوادگی متلاشی و به طلاق و جدایی كشیده می شد. چه این كه در نظام فعلی ـ جمهوری اسلامی ـ طبق آمار منتشر شده در سال 1381، از هر چهار ازدواج یكی از آنها به طلاق منجر می شود.
ثانیاً: از یك طرف باعث سقط جنین و انسان كشی های زیادی می گردد كه از گناهان بزرگ بوده و دیه دارد؛ كه دیه ی آن از بیست مثقال شرعی طلای سكه دار (مسكوك)ـ اگر آن چه سقط شده نطفه باشدـ آغاز می شود تا برسد به دیه ی كامل ـ اگر روح در جنین دمیده شده باشدـ ضمن این كه صورت اخیر مشمول این آیه نیز می شود كه:
«مَن قَتَل نفساً بِغَیر نَفسٍ أو فسادٍ فی الأرضِ فَكأنّما قَتَلَ النّاسَ جمیعاً»؛ هر كس انسانی را بدون ارتكاب قتل یا فسادی در زمین بكشد، گویا تمام انسان ها را كشته است. (21)
بشر متمدن نمایِ امروز و مادران بی عاطفه، با كمال قساوت دست خود را آغشته به خون بسیاری از كودكان نموده و جگرگوشه های خود را در رحم قطعه قطعه نموده و از بین می برند و برای این عمل جنایت كارانه عذر و بهانه های واهی می تراشند.
از طرف دیگر سبب به وجود آمدن فرزندان نامشروع و به هم خوردن نسب ها و قطع شدن روابط پدران و مادران بی عفت و خلاف كار با فرزندان خویش می گردد، زیرا هیچ مادری حاضر به نگهداری و پرورش فرزند نامشروع خویش نیست. پدر نیز اطمینان ندارد كودك متعلق به او باشد و اگر فرزندش هم باشد برای حفظ آبرو، آن را از خود دور می كند و به پرورشگاه می سپارد و یا حداقل مورد بی مهری والدین قرار می گیرد و از دامان تربیتی آنان محروم می شود؛ در این صورت هم فلسفه ی وجود غریزه ی جنسی عقیم مانده و زمین از نسل انسان های صالح كم خواهد شد.
به علاوه، كودكان به صورت فطری تمایل شدیدی به شناخت پدر و مادر خود دارند، تا از حمایت های عاطفی، روحی و جسمی آنان بهره مند شوند، مخصوصاً عنصر عاطفه و مهر و محبت والدین در تكوین و شكل گیری شخصیت كودك و پرورش استعدادهای او در بالاترین درجه اهمیت است، اما كودكان و فرزندان نامشروع خیابانی از چنین حمایت ها و محبت هایی محرومند كه نتیجه اش ایجاد عقده حقارت و پی آمدهای ناشی از آن شده و تربیت آنان را بسیار دشوار و پیچیده می سازد.
گذشته از اینها، آنان پس از رسیدن به سن بلوغ و آگاهی از تولد نامشروع خود، ضربه های كوبنده ای بر روان، اعصاب و جسمشان وارد می شود و احساس حقارتشان چند برابر می گردد، به ویژه اگر افراد جامعه نیز به این موضوع دامن بزنند. در چنین حالتی در برابر ناهنجاری ها و انحرافات اخلاقی و جنسی، آسیب پذیر می شوند و لذا تربیتشان بسیار طاقت فرسا بوده و انسان های صالحی نخواهند بود و حتی در جامعه دست به جنایت، خیانت، سرقت، تجاوز، اعتیاد و امثال اینها می زنند؛ چنان كه قاتلان پیشوایان دین مقدس اسلام، افراد ولدالزنا و یا ولدالحیض بوده اند.
ثالثاً: از آن جا كه جامعه از خانواده ها تشكیل می شود، با تزلزل نظام خانوادگی و روابط صحیح خانواده ـ در اثر گرایش به شهوات نامشروع ـ اخلاق اجتماعی و روابط انسانی میان افراد جامعه متزلزل گشته و فساد، بی عفتی، ظلم، خودكشی و غیره در آنان افزایش می یابد. در چنین جامعه ای بیشتر آسیب های اخلاقی و روحی بر نسل جوان و نوجوان وارد می شود و نسل صالح و پاك جای خود را به نسل گمراه و منحرف می دهد. علاوه بر این، انحراف جنسی موجب بروز بیماری های تناسلی و شیوع امراض جسمی و روانی می شود كه نمونه ی بارز آن بیماری ایدز است كه براساس آمار منتشر شده اوایل سال 1380، سی و شش میلیون نفر در جهان در اثر ابتلا به آن جان باخته اند. البته انحرافات جنسی ـ همان گونه كه عامل ایجاد بیماری ایدز است ـ یكی از راه های انتقال این ویروس نیز محسوب می شود. بر این اساس، عصر ما كه كوشش های فراوانی برای رهایی از هر قانون و محدودیتی است، مصداق كامل این فرمایش حضرت امام رضا (ع) است:
كُلّما اَحدثَ العِبادُ مِن الذّنوبِ ما لم یَكونوا یَعمَلون، اَحدثَ اللهُ لَهُم مِن البَلاءِ ما لم یَكونوا یَعرفون؛ هر گناه تازه ای كه سابقه نداشته و مردم مرتكب آن شوند، خداوند بلا و بیماری جدیدی برای آنها ایجاد می كند كه آن زمان پیشینه نداشت.(22)
گناه زیاد، هم چنین باعث مرگ و میرهای زیاد و نابهنگام می شود؛ همان گونه كه اما صادق (ع) در این باره می فرماید:
مَن یَموتُ بِالذّنوبِ اَكثرُ مِمّن یَموتُ بِالآجال؛ كسانی كه به خاطر گناهان می میرند بیشتر از افرادی هستند كه با عمر طبیعی می میرند. (23)
مطالب گفته شده ـ گذشته از این كه عملی و عقلی است ـ در دنیای غرب كه آزادی جنسی شیوع دارد، كاملاً مشهود و محسوس است و برای كسانی كه خواهان حقیقت اند، جای هیچ گونه تردید و انكار نمی گذارد، ضمن این كه بزرگان و پیشوایان دین به آنها تصریح و اشاره نموده اند.
دین مقدس اسلام با همسویی با خلقت وخرد انسان، از یك سو عفت و پاكدامنی را از نشانه های افراد با ایمان دانسته (24)و حضرت یوسف علیه السلام و مریم علیها السلام را به عنوان اسوه های عفاف معرفی نموده است. (25) از سوی دیگر این عمل شوم و زشت را نه تنها منع و حرام كرده، بلكه از نزدیك شدن به آن، از راه انجام مقدمات نیز بازداشته است؛ چنان كه قرآن كریم می فرماید:
«ولا تَقربوا الزّنی إنّهُ كان فاحِشهً و ساءَ سَبیلاً»؛ به زنا نزدیك نشویدـ و از مقدمات آن نیز اجتناب كنیدـ زیرا عمل بسیار زشت و راه و روش بدی است. (26)
قرآن كریم در خصوص اموری كه جاذبه های شهوانی دارند و نزدیك شدن به آنها وسوسه انگیز است و بیم آن هست كه انسان را از راه راست فطرت و شریعت منحرف سازند، تعبیر لطیفی دارد: «نزدیك نشدن به آنها»؛ این تعبیر علاوه بر این كه لزوم دوری از آنها را تأكید می كند، اشاره حساب شده ای به پرهیز از مقدمات آنها می باشد كه انسان را گام به گام به آن امور نزدیك كرده و سپس به دام می اندازند.
انحرافات جنسی از امور جاذبه داری است كه مقدمات تحریك كننده و وسوسه انگیز دارند، كه عمده ی آنها حرام و برخی مكروه می باشند، و به تدریج آدمی را از یاد خدا، قیامت و پی آمدهای شوم آن غافل كرده و به آن گرفتار می سازند؛ از قبیل بدحجابی و خودنمایی زنان، چشم چرانی، تخیلات شهوانی، دوستی های غیر مشروع، خلوت كردن با نامحرم، مكان های مختلط زن و مرد، موسیقی مهیج، فیلم های مبتذل، كتاب ها، نشریات، عكس های مستهجن و نظایر اینها كه سرمنشأ دوری انسان از اخلاق انسانی و اسلامی است.
پس معنای نزدیك نشدن به زنا به معنای اجتناب از این مقدمات و در نهایت خود عمل زشت و خبیث زنا می باشد. كلماتی هم چون: إنّ، فعل ماضی، فاحشه و ساء سبیلاـ كه در آیه آمده ـ شدت زشتی و بزرگی این عمل را گوشزد می نماید، ضمن اینكه جمله «وساءَسبیلاً» بیانگر انحراف از راه راست و فروغلتیدن در مفاسدی است كه فرد و نظام خانواده و اجتماع را به تباهی می كشاند.
بنابراین از عوامل بسیار مؤثر در عمل پست زنا، حضور غیرعفیفانه زنان در جامعه است؛ به همین دلیل قرآن كریم وقتی حكم حد زنا را بیان می كند، نخست زن زانیه و بعد مرد زناكار را ذكر فرموده است:
اَلزّانِیهُ والزّانی فَجلِدوا كُلّ واحدٍ منهُما مأهَ جَلدهٍ»؛ زن و مرد زناكار را هر یك، صد تازیانه بزنید. (27)
اما در مورد سرقت و دزدی؛ عكس آن است:
«السّارقُ والسّارقهُ فَاقطَعوا أیدیَهُما»؛ دست مرد و زن دزد را قطع كنید. (28)
نكته اش آن است كه عامل اصلی در آلودگی به زنا، زنان بی بندوبار و خودنما و در سرقت، مردانند، چه این كه در این عمل منافی عفت بیشترین آسیب را خود این زنان می خورند؛ هم از جهت رفتن آبروی آنان، مخصوصاً اگر باكره و دوشیزه باشند، زیرا سرمایه بكارت راـ كه نشانه ی عفت و پاكدامنی است ـ از دست می دهند و هم از نظر سقوط از مقام معشوق بودن و محبوبیت آنان به ویژه در خانواده و بروز اختلاف های خانوادگی، طلاق و جدایی و هم به لحاظ خطر انحراف و گمراهی فرزندان آنان؛ بالاخص دختران.
حكم زدن شلاق و تازیانه به زناكار، حكایت از عملِ حیوانی و غیر انسانی بودن زنا می كند كه آلوده شوندگان را در آن حالت از قلمرو انسانیت خارج كرده و در زمره ی حیوانیت داخل نموده است، زیرا تازیانه را به حیوان می زنند، نه انسان، البته حكم شلاق زدن برای زناكار مخصوص كسی است كه همسر ندارد و یا همسرش در دسترس او نیست و گرنه حكم زناكاری كه همسر دارد و در اختیار و در نزد اوست، سنگ سار شدن و رجم است.

چند حدیث در باره ی زنا

پیامبر اكرم (ص) می فرماید:
یا علی در زنا شش خصلت و اثر است كه سه مورد آن در دنیا و سه تای دیگر در آخرت است. اما در دنیا: جمال و زیبایی ـ و در روایتی نورانیت ـ را از بین می برد، مرگ زودرس و تعجیل در نابودی می كند و رزق و روزی را قطع می كند، و اما آن چه در آخرت است: سختی حساب؛ خشم و سخط خداوند مهربان و دخول ـ یا خلودـ در آتش می باشد.(29)
البته ماندگاری در آتش جهنم، طبق قاعده ی كلی كه در سوره ی بقره، آیه هشتاد و یك آمده مشروط به آن است كه انسان بر گناه پافشاری و مداومت ورزد؛ به گونه ای كه گناه همه ی قلب و روح را سیاه و احاطه كرده و هیچ راهی برای بیداری، توبه و بازگشت نمانده باشد كه در این صورت برای همیشه در آتش جهنم گرفتار خواهد شد. امام باقر (ع) نیز فرموده اند: در كتاب رسول خدا یافتیم كه:
إذا ظَهرَ الزّنا بَعدی كَثُرَ مَوتُ الفُجأه؛ هر گاه بعد از من زنا ظاهر شودـ افزایش یابدـ مرگ های ناگهانی زیاد می شود. (30)
امام صادق (ع) نیز می فرمایند:
إذا فشا الزّنا ظَهرَتِ الزّلازِل؛ هنگامی كه زنا آشكار می شود، زلزله و گرفتاری ها افزایش می یابد. (31)
با توجه به این احادیث تكان دهنده، روشن می شود علت این كه در عصر تسخیر فضا و ارتباط ها، این قدر زلزله، سیل، تصادفات، تورم و نكبت ها و غیره در زندگی زیاد شده چیست. ضمن این كه بیانگر آن است كه تن دادن به این عمل بسیار قبیح، نه تنها فقر و تنگ دستی را از میان نمی برد، بلكه بر شدت آن می افزاید؛ علاوه بر این كه در منظر وحی به دست آوردن روزی از راه نامشروع، حرام و ناپاك می باشد كه باطن و حقیقت حرام خواری، خوردن آتش است و مانع رسیدن روزی حلال به حرام خوار می شود.

نقش بی بند و باری و بدحجابی در شیوع فحشا

تأثیر فوق العاده محیط در سازندگی یا تخریب شخصیت انسان بر كسی پوشیده نیست؛ از این رو هر امری كه موجب عفت و پاكی عمومی و معادل فكری، روانی و اخلاقی جامعه و رشد شخصیت افراد گردد، برای اجتماع مفید و لازم است و می بایست در جهت تحقق و ایجاد آن حداكثر كوشش را به كار برد.
از آن جا كه زندگی انسان جمعی و اجتماعی است جامعه، به مثابه خانه و خانواده است كه حفظ حریم عفاف و اخلاق در آن حیاتی است و پاكی یا آلودگی آن نقش مهمی در سرنوشت افراد آن به ویژه فرزندان و نسل نوخاسته دارد.
روی همین اصل منطقی، اسلام با هر چه جو اجتماع را آلوده و مسموم كند شدیداً مبارزه كرده است، لذا گناه آشكار، مسئولیت و عقوبتش به مراتب بیش از گناه پنهان است، زیرا كسی كه پرده ی حیا را بدرد و مرتكب معصیت در ملأ عام بشود و به اصطلاح تجاهر به فسق كند باعث می شود قبح و زشتی گناه و عمل ناهنجار، كه سدّ مهمی در برابر فساد و جرم است، به تدریج در نظر مردم از بین رفته و عواقب و بازتاب تلخ دنیوی و عقوبت و رسوایی اُخروی آن فراموش گشته و سدّ شكسته شود و مردم نیز به آن آلوده گردند. بدین ترتیب چنین فردی ضمن آلودگی و ضربه به شخصت خویشتن، جامعه را مسموم نموده و ضربه ی بزرگی بر معنویت و پیكره آن وارد كرده است.
گناه بسیار بزرگ لاقیدی و بدحجابی از این قبیل است؛ دین مبین اسلام حجاب را به عنوان عامل مهم حفظ و اعتلای شخصیت فردی و تحكیم پیوند خانواگی و حفظ عفت و اخلاق اجتماعی بر زن كه در نظام آفرینش از جایگاه ارزش مند معشوق بودن برخوردار می باشد واجب فرموده است.
بانویی كه حجاب صحیح و شئونِ اسلامی را رعایت نمی كند با رفت و آمد در سطح اجتماع عامل غفلت زدگی و فراموشی مراقبت الهی و باعث كوری دلها در جامعه می گردد، وی از یك سو گناه و رفتار ناهنجار لاقیدی و خودنمایی فسادانگیز را نشر و ترویج می نماید و دیگر زنان را به این بلای خانمان سوز گرفتار می سازد و از سوی دیگر به جهت تأثیرات عاطفی و جنسی زن بر مردان، دل آنان ـ بالخصوص جوانان ـ را در میدان جاذبه خویش گرفتار ساخته و غریزه شهوت آنها را مشتعل می نماید. از نتایج زیان بار آن، شیوع انحرافات جنسی و رنج جسمی و روانی شدید است و چه بسا روزگار آدمی را سیاه و زندگی را تباه می سازد.
بر این اساس، زنان این گونه از هر دو جهت مشمول این كلام خدای سبحان می شوند.
كه می فرماید:
«إنّ الّذینَ یَحبّونَ أن تَشِیعَ الفاحِشهُ فی الّذین آمنوا لَهُم عذابٌ ألیم فی الدّنیا والآخرهِ واللهُ یَعلمُ و أنتُم لا تَعلَمون»؛ كسانی كه دوست دارند زشتی ها و گناهان قبیح در میان مردم با ایمان شیوع یابد عذاب دردناكی برای آنها در دنیا و آخرت است و خداوندـ از عواقب شوم و آثار مرگبار اشاعه فحشاـ آگاه است اما شماـ از ابعاد گوناگون و زیان بار آن ـ آگاه نیستید. (32)
این كه نفرمود كسانی كه اشاعه فحشا می كنند، بلكه می فرماید دوست دارند چنین كاری كنند، یا از جهت نهایت تأكید در این زمینه است؛ یعنی آنهایی كه دوست دارند كه زشتی ها شیوع پیدا كند عذابشان شدید است، چه برسد به این كه با اعمال و گفتار خود اشاعه فحشا كنند و یا از جهت آن است كه محبت ـ همانند كفرـ گاهی قلبی است و گاهی عملی یعنی كردار ناشایست آنها موجب ترویج و شیوع گناهان زشت می شود و مراد از «فحشا» هر گونه رفتار و گفتاری است كه زشتی آن بزرگ است، اعم از این كه بی حجابی و بدحجابی و انحرافات جنسی باشد یا غیر اینها.
بنابراین زنان با فرو افكندن لباس حیاـ پوشش دینی ـ همانند آتش سیاری می شوند كه به هر جا گام می نهند آن جا را آتش زده و شخص و شخصیت جوانان و نوجوانان را دچار حریق می سازند. راستی چه آتش سوزی بدتر از این وجود دارد كه خرمن توانایی ها و استعدادهای خود و نسل جدید را می سوزاند و شخصیت و انسانیت آنان و خویشتن را تباه می سازد.
اگر این بانوان می دانستند همواره مرتكب چه جنایاتی بر خود و افراد جامعه می شوند و اگر حقیقت عمل ناهنجار خویش و گناهان عظیمی كه بر دوش دارند را مشاهده می كردند، هرگز یك لحظه هم آرام نمی نشستند تا این آتش افروخته شده بر دوش خویش را با آب توبه خاموش و خود را با دستورهای سازنده اسلام اصلاح نمایند.
با توجه به مطالب مذكور، معنای عمیق حدیث ذیل روشن می شود، حضرت امام رضا (ع) فرمودند:
نقش انگشتر حضرت عیسی علیه السلام دو جمله بود كه از انجیل گرفته شده بود:
خوشا به حال بنده ای كه به واسطه او یاد خدا حاصل می شود و وای به حال بنده ای كه یاد خداوند به خاطر او فراموش شود. (33)

شریك در جرم و گناه

زن آسیب زا ضمن این كه هنگام حضور غیر شرعی در جامعه و در برابر افراد نامحرم پیوسته برای او گناه و سرپیچی از حكم الهی ثبت می شود، در جرم و گناه كسانی كه از طریق او به گناه جنسی، لاقیدی، جرم و جنایت، اعتیاد، ظلم و غیره آلوده می شوند، شریك خواهد بود و در نهایت گرفتار عكس العمل رفتارها و پوشش نامناسب و غیر عفیفانه خود در برزخ و آخرت و گاهی در دنیا می شود و این نكته ی مهمی است كه عقل سالم بر آن نظارت دارد؛ چنان كه قرآن كریم نیز در این زمینه به عنوان قانون كلی می فرماید:
مَن یَشفَع شَفاعهً حَسنهً یَكُن لَهُ نَصیبٌ مِنها و مَن یَشفَع شَفاعهً سَیّئَهً یَكَن لَهُ كِفلٌ مِنها و كان اللهُ علی كُل شیءٍ مُقیتاً؛ كسی كه تشویق به كار نیكی كند بهره وافری از آن برای او خواهد بود و كسی كه تشویق به كار بدی كند سهمی از آن خواهد داشت و خداوند حساب هر چیز را دارد و آن را حفظ می كند. (34)
مطابق آیه، منطق اصیل اسلام در مسائل اجتماعی و خانوادگی آن است كه مردم جامعه و اعضای خانواده در سرنوشت اعمال یكدیگر از طریق راهنمایی و تشویق زبان یا عمل شریك می باشند. هر گاه گفتار یا كردار حتی سكوت و اشاره انسان سبب تشویق فرد یا گروه و جمعیتی به كار نیك یا بد شود، سهمی از پاداش یا كیفر آن كار و آثار و نتایجش برای تشویق كننده خواهد بود، بدون آن كه از ثواب یا گناه فاعل اصلی (انجام دهنده ی عمل) كاسته شود؛ چنان كه از پیامبر اسلام (ص) چنین نقل شده:
مَن أمَرَ بِمعروفٍ أو نَهی عَن مُنكرٍ أو دلّ علی خَیرٍ أو أشارَ بِه فَهُو شریكٌ و مَن أمر بِسوءٍ أو دلّ علیه أو أشارَ بِه فَهُو شریكٌ؛ هر كس امر به كار نیكی یا نهی از منكر و گناهی كند یا به عمل خیر راهنمایی نماید یا اشاره به آن كندـ و به نحوی باعث تشویق به خیر شودـ در آن عمل نیك سهیم و شریك است و هر كس دعوت به كار بد یا راهنمایی اشاره و تشویق بدان نماید او نیز در آن عمل بد شریك است. (35)
بنابراین در فرهنگ كامل اسلام تنها انجام دهندگان گناه و كار زشت، مسئول و گناه كار نیستند بلكه تمام كسانی كه به نوعی زمینه ی گناه و جرم را فراهم كردند نیز مسئول و معصیت كار شمرده می شوند.
قرآن در باره ی نتیجه ی اُخروی گمراه كردن و به گناه كشاندن دیگران می فرماید:
«لِیحمِلوا أوزارَهُم كامِلهً یوم القیامَه و مِن أوزارِ الّذین یُضلّونَهُم بغیر عِلمٍ ألا ساءَ ما یَزرون»؛ روز قیامت هم باید بار گناهان خود را به طور كامل بر دوش كشند و هم سهمی از گناهان كسانی كه به جهالت از راه حق گمراه و منحرف می سازند، آگاه باشید كه آنها بار سنگین بدی بر دوش خواهند كشید. (36)
گذشته از اینها، در شیوع این اعمال منافی عفت و پی آمدهای ناگوار آنها، غالباً در درجه اول خود زنان خودآرا و بدحجاب و بی حجاب قربانی مهلكه و بازنده ی بازی می باشند. هم چنان كه پدران، برادران، شوهران، فرزندان و دیگر بستگان نزدیك آنان نیز در خطر سقوط در این مهلكه ها هستند و در حقیقت این زنان در همین دنیا به برخی از سزای اعمال خود رسیده و شاهد انحراف اخلاقی و جنسی خود و نزدیكان خویش می باشند؛ چنان كه بسیار دیده و شنیده شده است.
برای رهایی از زنان از بندِ اسارتِ خودنمایی، كافی است باور كنند كه هر سخن و رفتاری كه از آنها صادر می شود در شهود و حضور خداوند بزرگ است، چنان كه در قرآن می فرماید:
«ولا تَعمَلونَ مِن عَملٍ إلا كُنّا عَلیكُم شُهوداً إذ تُفیضُون فیه»؛ هیچ عملی را انجام نمی دهید مگر این كه ما گواه بر شما هستیم در آن هنگام كه وارد آن می شوید. (37)
پیامبر (ص) هر گاه این آیه را تلاوت می كردند گریه شدیدی می نمودند. (38)

پی نوشت ها :

1- دنیای نوجوان، ص202.
2- نهج البلاغه، حكمت 449.
3- تحف العقول، ص483.
4- دنیای نوجوان، ص219، به نقل از موریس دبس، «چه می دانیم؟» بلوغ، ترجمه حسن صفاری، ص63.
5- همان، ص281، به نقل ازكانت، تعلیم و تربیت، ترجمه دكتر شكوهی، ص78.
6- روان شناسی و تربیت جنسی، ص196.
7- دنیای نوجوان، ص283، دكتر استون و جمعی دیگر از نویسندگان، ناتوانی های جنسی، ص48و49.
8- همان، ص282، روانشناسی نوجوانان، ص102.
9- همان، ص282، به نقل از آنچه كه یك جوان باید بداند، ص41.
10- مؤمنون (23) آیه 7.
11- بحارالانوار، ج104، ص30.
12- همان.
13- همان، ج79، ص95.
14- تفسیر نمونه، ج16، ص157، و ج9، ص195، با تلخیص.
15- انعام (6) آیه 151.
16- ر.ك: اعراف (7) آیه 80؛ شعرا (26) آیه 160؛ عنكبوت (29) آیه 35-28؛ هود (11) آیه 83-81؛ انبیاء (21) آیه 74؛ نحل (16) آیه 55.
17-تفسیر برهان، ج2، ص231.
18- بحارالانوار، ج79، ص67.
19- وسائل الشیعه، ج14، ص249؛ همان، ص255.
20- بحارالانوار، ج103، ص258.
21- مائده (5) آیه 32.
22- بحارالانوار، ج73، ص343.
23- همان، ص354.
24- ر.ك: مؤمن (23) آیه 5؛ فرقان (25) آیه 68؛ احزاب (33) آیه 35.
25- ر.ك: یوسف (12) آیه 34،32،28،23؛ تحریم (66) آیه 12.
26- اسراء (17) آیه 32.
27- نور (24) آیه 2.
28- مائده (5) آیه 38.
29- بحارالانوار، ج77،ص58؛ مجمع البیان، ج6، ص638، ذیل آیه 30، سوره اسراء.
30- بحارالانوار، ج73، ص369.
31- همان، ج79، ص21.
32-نور (24) آیه 19.
33- بحارالانوار، ج11، ص63.
34- نساء (4) آیه 85.
35- تفسیر نمونه، ج4، ص39.
36- نحل (16) آیه 25.
37- یونس (10) آیه 61.
38- تفسیر القمی، ج1، ص213، ذیل آیه كریمه


نویسنده : الهه جراره   | چاپ این صفحه   | نظرات|

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic