موضوعات

دوستان

آرشیو

ابر برچسب ها

آخرین مطالب ارسالی

پیوند ها

نظر سنجی
مطالب وب ما را در جهت اطلاع رسانی و اشاعه فرهنگ اصیل اسلامی و قرآنی چگونه ارزیابی می کنید؟






آسیب شناسی شخصیت و محبوبیت زن/6 - یکشنبه 5 خرداد 1392
  تعداد بازدید : |طبقه بندی: عمومی،

قسمت دوم : طلاق و عوامل ناشی از بدحجابی

از پی آمدهای زیان بار رعایت نكردن عفاف و حجاب، طلاق و جدایی زن و شوهر و از هم پاشیدن نظام خانواده است؛ طلاق در نظر اسلام مبغوض ترین حلال می باشد كه تنها در صورت اختلافات حل ناشدنی ضرورت می یابد.
اسلام عزیز به منظور حفظ و تحكیم نظام خانواده و افزایش صفا و صمیمیت میان همسران و جلوگیری از اختلافات شدید خانواده و فروپاشی آن، تدابیر حكیمانه ای اندیشیده است. معیارهایی از قبیل ایمان، آراستگی به فضائل اخلاقی و انسانی، اصالت خانوادگی و امثال اینها را برای انتخاب همسرِ شایسته، مقرر فرموده و حقوق و وظایفی را برای زوجین مشخص كرده است. برای طلاق نیز شرایطی معین كرده كه شامل بعد از آن، هم چون رجوع و بازگشت دوباره شوهر به زندگی مشترك می شود، همه اینها مربوط به خانواده است. اما آن چه به اجتماع بازمی گردد، سلامت و امنیت جامعه از هر گونه اقدامات منافی عفت و حیا است. مهم ترین گفتار، بحث عوامل و سرمنشأ طلاق است؛ موضوع طلاق از جهات و عوامل گوناگون قابل بررسی و تبیین می باشد و غالباً ریشه آن به طور عمده، حرمت ننهادن زنان به خویشتن در اثر فاصله گرفتن از پوشش خداپسندانه و در نتیجه آسیب دیدن عفت عمومی و اخلاق فردی و اجتماعی است.
برای روشن شدن این بحث، جهات و عوامل طلاق را مورد توجه و بررسی قرار می دهیم:

به ادامه مطلب بروید ...

الف ـ هوس مداری در خانواده

اساساً طلاق در اثر اختلاف های عمیق زن و شوهر تحقق می یابد كه عمدتاً از خودخواهی و هوس ناشی می شود؛ یا رفتار و گفتار هر دو، ناحق و از روی خویشتن پرستی است و یا یكی از آن دو بر حق بوده و دیگری راه باطل می رود، اما ممكن نیست كه هر دو بر حق باشند و در عین حال اختلاف داشته باشند، مگر در امور جزئی و ناچیز كه آن هم با بحث و گفت و گو در فضایی سرشار از محبت و صمیمیت و عمل به دستورهای مترقی اسلام برطرف شده و تفاهم و بالندگی اندیشه جانشین آن می گردد.
بنابراین اگر نظام خانواده مبتنی بر مردسالاری یا زن سالاری و به طور كلی هوس مداری و خودخواهی باشد، اختلافات آشكار می شود، چرا كه در چنین حالاتی، حقوق و احترام متقابل زن و مرد رعایت نمی شود. از آن طرف اگر حق سالاری در خانواده حاكم گردد و تدبیر و مدیریت خانواده براساس قوانین، حقوق و وظایف مشخص شده در اسلام باشد، اختلافات ریشه ای و عمیق و طلاق پیش نخواهد آمد.
مرز میان حق محوری و خودخواهی، شخصیت الهی آدمی است. كسی كه دارای ایمان قوی و تقوای عالی باشد و هدف نهایی خویش را در شئون زندگی نیل به رضا و لقای خداوند تبارك و تعالی می داند، شخصیت الهی و انسانی او ضامن احساس مسئولیت و عمل به وظایف و تعهدات و رعایت حقوق همسر و دیگران خواهد بود و كسی كه از چنین ایمان و تقوایی برخوردار نباشد، فاقد ضمانت و پشتوانه مذكور است كه به دلیل غفلت از یاد خدا و هدف آفرینش خویش و مكافات عمل در دنیا و آخرت، احساس مسئولت چندانی نخواهد داشت و برای شخصیت حقیقی و حقوقی همسر خویش احترام لازم را قائل نخواهد شد.
عامل بسیار مؤثر و سازنده در شخصیت الهی انسان، عفت عمومی، سلامت و پاكی جامعه از عوامل غفلت آفرین و هوس آلود و ناپاكی هاس است كه عمده ی آنها هتك حریم حجاب و پوشش عفیفانه و ضعف غیرت و عفت و فقدان احساس مسئولیت پدران و مادران و شوهران آنها می باشد كه افراد جامعه را به سمت هوس های نفسانی سوق داده و باعث تباهی اخلاق آنان می گردند؛ در نتیجه حق محوری جای خود را به هوس بازی و خودخواهی ـ كه عامل اصلی بروز اختلافات و در نهایت طلاق است ـ می دهد.

ب ـ چشم چرانی و مقایسه با همسر

هر گاه زنان با ظاهری آراسته و بدن نما در جامعه حاضر شوند، مردان عادی با چشم چرانی و مشاهده ی زیبایی های ظاهری و مقایسه ی همسران خویش با این زنان ـ كه طبیعتاً میوه تلخ آن بی رغبتی یا كاهش محبت به همسران خود می باشدـ زمینه ی بهانه جویی مردان و عیب جویی و تحقیر و بی احترامی به زنان خویش و در نتیجه بروز اختلافات، ایجاد شده و در نهایت به طلاق و جدایی كشیده می شود.

ج ـ شهوت طلبی و لذت گرایی

ازدواج، پیوند و اتحاد روحی و مصاحبت جسمی زوجین است و این اتحاد در صورتی محقق می شود كه دو روح در ابعاد والای انسانی از سنخیت و شباهت برخوردار باشند. آزادی غیر معقول زنان ـ كه آزادی در اسارت هوا و هوس است ـ شعله های هوس و شهوت را در مردان برمی فروزد و لذت گرایی را در آنان رشد می دهد. لذا عده ای برای تأمین خواسته های شهوانی بی حد و مرز خود با ترفندهای گوناگون، همسران خویش را طلاق می دهند تا به خودخواهی و شهوت حیوانیشان پاسخ مثبت بدهند.

دـ دوستی های نامشروع

حضور تحریك آمیز زنان در صحنه اجتماع، از یك سو باعث ایجاد روحیه ی شهوانی در مردان، در نتیجه رواج دوستی با صنف مخالف و روابط نامشروع می شود؛ به گونه ای كه علاقه ی آنها به همسران خود كاهش می یابد و از سوی دیگر به علت آن كه نوعاً همسران آنان ـ به حسب فطرت ـ از این نوع روابط نابخردانه بیزارند و محبوبیت خود را نیز نزد شوهران خود در معرض خطر می بینند، از زندگی مشترك سرد شده و در نتیجه پایه و ركن زندگی شیرین ـ كه محبت و دوستی است ـ متزلزل می گردد؛ به ویژه اگر این بی اعتمادی و دلسردی و ضعیف شدن شعله های محبت دو سویه باشد، كه نهایت كار طلاق و جدایی خواهد بود.
افزون بر آن كه با رواج دوستانه و نامشروع، عده ای از مردان مورد سوءظن همسران خود قرار گرفته و متهم به روابط نامشروع می شوند. در نتیجه محبت و اعتمادشان نسبت به شوهرانشان سلب شده و آنها را فاقد صداقت می پندارند، در این صورت غم و اندوه و اضطراب بر آنان حاكم شده و علاقه به زندگی و همسر از میان می رود و زمینه برای درگیری و كشمكش آغاز و به طلاق و جدایی یا زندگی بی هدف منجر می شود.

ه ـ غفلت از معیارهای اصولی در گزینش همسر

خودنمایی دختران سبب انتخاب و گزینش غلط و نادرست آنان در ازدواج می گردد، زیرا پرده های هوس و خودخواهی و توجه بی جا و بی مورد آنان به ظواهر و مادیات و عناوین اعتباری خواستگاران و غفلت از معیارهای اصولی و سازنده در انتخاب همسر، مانع واقع بینی شده و در نتیجه نه از ارشادها و هدایت گری ها اندیشه و عقل خود بهره می برند و نه تحت تأثیر اندرزها و راهنمایی های اطرافیان خردمند قرار می گیرند؛ از این رو از انتخاب همسر شایسته محروم می گردند و پس از ازدواج و گذشت مدت زمانی، متوجه شكست در ازدواج شده و به تدریج میان آنان و شوهرانشان فاصله می افتد و سرانجام كارشان به طلاق كشیده می شود.

وـ فریب ظواهر آراسته و انتقام جویی

خودآرایی و نمایش جاذبه های زنانه موجب می شود جوانان مجرد، از ظواهر آراسته و آرایش شده ی آنها فریب خورده و شیفته آنها گردند و پس از ازدواج و چند روز وصال دریابند كه همسرشان شایسته محبوبیت نبوده و در این پیوند زناشویی ـ در اثر فریب ظواهرـ ناموفق بوده و دچار زیان شده اند. در این صورت عشق تبدیل به نفرت و دشمنی می شود و در صدد انتفام برمی آیند و ضمن تحقیر، سرزنش و عیب جویی و سوءظن به همسران خود، در نهایت آنان را طلاق می دهند.
با توجه به این عوامل، به ویژه دو عامل اخیرـ در جامعه ما، طبق آمار در سال 1381 از هر چهار ازدواج، یك مورد به طلاق و جدایی انجامیده است. (35)
بنابراین ریشه ی عمده طلاق از یك سو در بی پروایی زنان و از سوی دیگر در چشم چرانی و نظربازی مردان ضعیف الایمان نهفته است. در این میان دو موضوع باعث افزایش چشم چرانی می شود: نخست آن كه مردان به خاطر انس و همراهی با همسران خویش، از زیبایی های ظاهری و باطنی آنان غافل می گردند و یا برایشان عادی می شود و دیگر این كه زنان نیز به دلیل الفت و هم نشینی با شوهرانشان و یا اشتغالات زیاد خانه و غیره كمتر به زینت و آرایش خود برای آنان می پردازند.
در طلاق، هر چند همه ی اعضای خانواده آسیب های جبران ناپذیری می بینند، اما بیشترین زیان را زنان و فرزندان بر دوش می كشند، زیرا سرپرست و پشتوانه عواطف خود را از دست می دهند. این یك اصل مسلم روانی است كه خوشبختی زن، نفوذ در قلب مردـ شوهرـ و محبوب و معشوق او گشتن است؛ چنان كه بالاترین لذت برای او، بودن در كنار مردی است كه حامی و سرپرست و مورد علاقه اوست.
از این رو در صورت ناكامی و شكست در زندگی مشترك و در نتیجه طلاق، زن به آمال و آرزوها و خواسته های روانی خود نرسیده، احساس حقارت، ذلت و بدبختی می كند و همین موضوع پی آمدهای ناگواری به دنبال خواهد داشت. از سوی دیگر موفقیت ازدواج مجدد برای زنان طلاق گرفته به مراتب كمتر از ازدواج دوباره مردان آنان است. مخصوصاً، در جامعه ای كه تعداد دختران و زنان بی شوهر بیشتر از مردان باشد و جمعیت جوانان و مردان آن در اثر جنگ و حوادث دیگر كم شده باشد.
چه این كه فشارهای روانی و اختلال های روانی و رفتاری مثل تحیر و سرگردانی، افسردگی، اضطراب، بزهكاری و انحرافات و غیره، متوجه فرزندان چنین خانواده هایی می شود كه همه ناشی از عدم تربیت درست و كمبود محبت و عدم تأمین كامل عواطف آنها و احساس اهمیت نداشتن آنان برای والدین خود می باشد.
گذشته از اینها، زنان وقتی روحیه ی مردان خود را در پرتو مناظر هوس انگیز زنان، شهوت ران و لاابالی یافتند و علاقه ی آنان را نسبت به خود سرد و ضعیف دیدند، همواره در درون خود احساس عدم امنیت می كنند، چون در هراسند كه مبادا شوهرانشان دست از آنان كشیده و دل در گرو معشوقه ی دیگری بسپارند و همین امر چه بسا اختلال ها و آسیب هایی در روان و زندگی آنها ایجاد كند.
نتیجه آن كه بر اساس حكم اسلام و نظر عقل و تجربه، آن چه نظام خانواده را حفظ می كند، محبت و مودت، رحمت و از خودگذشتگی زن و مرد است؛ به همین دلیل دین مقدس اسلام، از یك سو سفارش می كند كه ازدواج دختر و پسر، باید بر پایه محبت و عشق راستین ـ كه سنخیت و هم كفو بودن در ایمان و فضایل اخلاقی شالوده ی آن است ـ باشد و از سوی دیگر، مودّت، رحمت و گذشت در میان زوجین قرار داد و از سوی سوم دستورهایی برای رعایت حقوق و احترام متقابل معین نمود كه عمل به آنها باعث حفظ محبت و افزایش آن می گردد.
اما این محبت و گذشت با فساد اخلاقی، هوس، خودخواهی، شهوت طلبی و ارتباط آزادـ كه از بی بندوباری و نمایش اندام و زیبایی های زنانه در جامعه و چشم چرانی و تحریك پذیری مردان سرچشمه می گیردـ از میان رفته و یا آسیب می بیند و به ا ختلافات عمیق خانوادگی و طلاق منجر می شود.
از این رو لازم است كه زنان مسلمان برای جلوگیری ازطلاق و فروپاشی خانواده و از بین رفتن محبوبیت خود و دیگر زنان و آسیب دیدن فرزندان بر توصیه ها و سفارش های فطرت و شریعت عمل نمایند و در امر عفاف، حجاب و پوشش اسلامی ـ به لحاظ كمی و كیفی ـ به خواسته های درونی خود و خدای خویش احترام بگذارند، در غیر این صورت نه تنها خانواده ها از هم می پاشند و حقوق دیگر زنان پایمال شده و كودكان و فرزندان از حمایت عاطفی، جسمی و تربیتی والدین محروم می شوند، بلكه كیان خانواده خودشان هم در معرض فروپاشی قرار می گیرد و یا دست كم درگیری و اختلاف و ناامنی در خانواده های آنها حاكم گشته و شخصیت و حقوق آنان مورد بی مهری و كم توجهی همسرانشان واقع می شود و حتی این موضوع در بسیاری از موارد دوسویه است.
چنان كه اگر امنیت و آرامش در خانه نباشد، فرزندان در اثر احساس ناامنی، از خانه و دامن والدین فرار می كنند و به دام باندهای فساد و افراد منحرف افتاده و یا به دوستان ناباب پناهنده می شوند كه خود این حالات مشكلات و مصیبت های ناگوار فراوانی به دنبال دارد.

گرایش مردان به چند همسری

از ویژگی های زنان، انحصار طلبی در معشوق و محبوب بودن است؛ اقتضای یگانه معشوقه بودن زن آن است كه قلب همسرش كسی جز او را نخواهد و قلبش تنها در گرو محبت و عشق او و فرزندانش باشد و هرگز سراغ زن دیگرـ هووـ نرود؛ اگر چه این میل طبیعی باید تعدیل شود.
این تمایل در زن از یك سو زمینه ی مناسبی برای او در داشتن زندگی توأم با صفا، صمیمیت، آرام و شیرین در سایه ی دل گرمی او به محبت همسر و در نتیجه ایجاد بستری مناسب و شایسته برای تولید و پرورش نسلی سالم و صالح و مادری نمونه بودن است و از دیگر سو مانع ازدواج مجدد شوهر كه معمولاً منشأ مشكلات خانوادگی و تربیتی است، می شود.
با پیدایش هوو، زندگی خانوادگی، كانون پی آمدهای ناگوار و نابسامانی های روانی و جسمی بر زنان و فرزندان خواهد بود؛ زنان از وجود رقیب یا شریك زندگی كه به محبوبیت آنها لطمه وارد كند تحت فشار روحی قرار گرفته و منشأ اختلالات روانی و رفتاری در آنان می شود. جو حاكم بر خانواده جوی توأم با بی اعتمادی، تبعیض و درگیری خواهد بود و شوهر نیز معمولاً نخواهد توانست وظایف خود را در برابر زن ها و حتی فرزندان انجام دهد كه اینها خود عامل فزاینده ای برای ایجاد مشكلات و اختلافات و عقده های دراز مدت می شود، بالاخص در مواردی كه مردان از جهت اخلاق اسلامی و رعایت عدالت در میان همسران و فرزندان ضعیف باشند.
از این رو زندگی تك همسری بهتر و باصفاتر است، مگر در مواقع ضروری و با رعایت شرایط خاصی به ویژه شرط عدالت كه در قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام بر آنها تأكید شده است.
از جمله مواردی كه تعدد زوجات ضرورت می یابد این است كه تعداد دختران و زنان بی همسر خیلی بیشتر از شمار پسرها و مردهای بی همسر باشد. در چنین حالتی با رعایت قوانین و مقررات اسلامی، چند زنی امری لازم و حكیمانه است هر چند بر خلاف میل طبیعی زن باشد، زیرا هر عقل سلیم و نیك اندیش حكم می كند كه در صورت وجود مصلحت مهم تر، امرِ اهمّ بر امر مهم ترجیح داده شود و در چنین موقعیتی ازدواج به صورت چند همسری بسیار مهم و لازم تر از آن است كه زنان و دختران، بی همسر بمانند و جامعه زنان و اجتماع دچار زیان های فوق العاده بگردد؛ چه اگر دختران ازدواج نكنند و از آن محروم شوند اختلال ها و عقده های روانی در كمین آنها خواهد بود، آن هم كسانی كه در سایه ی جاذبه های خود، قدرت و توانایی اغوا و انحراف مردان و تخریب اخلاق انسانی و معنوی افراد جامعه را در حد بالا دارند و به قول شهید مطهری: «وای به حال بشر آن گاه كه غریزه و عقده دست به دست هم بدهند». (36)
در نتیجه روابط نامشروع، كه خود عامل ازدواج نكردن یا تأخیر ازدواج پسران جوان و به تبع آن، بیوه شدن با تأخیر ازدواج دختران جوان است شیوع می یابد، بنیان خانواده ها از هم پاشیده و آسیب های غیر قابل جبران بر زنان، همسران، فرزندان و جامعه وارد می شود، لذا در این گونه موقعیت ها تعدد همسر لازم می باشد. هم چنان كه با خواست فطرت انسانی خود زن كه خیرخواه همنوع و صلاح هم صنف خویش است نیز هماهنگ می باشد.
اما بحث در ازدواج های غیر منطقی و غیر ضروری است كه بودن تردید، علت آن هوس بازی و شهوت رانی است، اما نباید فراموش كرد كه غالباً منشأ چنین ازادواج هایی، جلوه گری و پوشش های تحریك آمیز زنان است؛ به عبارتی بدحجابی و خودنمایی زنان با تحریك پذیری و ایجاد شهوت و هوس در مردان ارتباط مستقیم و تنگاتنگی دارد؛ امكان ندارد تحریك جنسی در جامعه باشد، اما در مردان عادی جامعه كه از كنترل چشم و تقوای لازم برخوردار نیستند، هوس و میل به كام جویی ایجاد نكند و همین هوس و میل هاست كه در مردان تك همسر گرایش به ازدواج مجدد را پدید می آورد، زیرا چنین مردانی با دلدادگی و مجذوب شدن به جاذبه های آشكار زنان، اندك اندك به ازدواج با آنها تمایل نشان میدهند كه با كاهش محبوبیت همسر قبلی ملازم و همراه است و یا چه بسا محبت او را از دل خارج نموده و تنها به همسر جدید خود می اندیشد و دل می بندد.
بدیهی است كاهش محبوبیت، فشارهای روحی و اختلالهای روانی و جسمی ـ همچون احساس حقارت، اضطراب، ناامنی، افسردگی و عوارض ناشی از آنهاـ را برای زن اول و فرزندان او ایجاد می كند.
بنابراین با نگاه محققانه و آمار به دست می آید كه خودآرایی و بدحجابی به زیان خود این گونه زنان و سایر زنان جامعه تمام می شود، اما متأسفانه این زنان غافلند كه سلامت و پاكی جامعه از مظاهر فساد و شهوت انگیز آنان، عامل مهمی در استمرار معشوقیت زن و زندگی تك همسری است.

پی نوشت ها :

1- بقره (2) آیه 223.
2- رعد (13) آیه 28.
3- روم (30) آیه 21.
4- اعراف (7) آیه 189.
5- وسائل الشیعه، ج14، ص31.
6- روم (30) آیه 21.
7- فاطر (35) آیه 10.
8- منافقون (63) آیه 8.
9- بقره (2) آیه 222.
10- توبه (9) آیه 4.
11- مریم (19) آیه 96.
12- بحارالانوار، ج78، ص364.
13- میزان الحكمه، ج6، ص291.
14- اعراف (7) آیه 13.
15- بحارالانوار، ج70، ص64.
16- یوسف (12) آیه 53.
17- انعام (6) آیه 124.
18- بقره (2) آیه 206.
19- حج (22) آیه 74.
20- وسائل الشیعه، ج3، ص357؛ بحارالانوار، ج83، ص184.
21- فاطر (35) آیه 10.
22- بقره (2) آیه 187.
23- اعراف (7) آیه 26.
24- اعراف (7) آیه 27.
25- بقره (2) آیه 228.
26- نساء (4) آیه 19.
27- بقره (2) آیه 232.
28- بقره (2) آیه 229.
29- طلاق (65) آیه 1.
30- بقره (2) آیه 231.
31- بقره (2) آیه 231؛ ر.ك: همان، آیه 233و234.
32- بقره (2) آیه 232.
33- همان، آیه 236. 34- همان، آیه 241.

 35- اخبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

36- نظام حقوق زن در اسلام، ص428.


نویسنده : الهه جراره   | چاپ این صفحه   | نظرات|

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic