موضوعات

دوستان

آرشیو

ابر برچسب ها

آخرین مطالب ارسالی

پیوند ها

نظر سنجی
مطالب وب ما را در جهت اطلاع رسانی و اشاعه فرهنگ اصیل اسلامی و قرآنی چگونه ارزیابی می کنید؟






آسیب شناسی شخصیت و محبوبیت زن/3 - پنجشنبه 2 خرداد 1392
  تعداد بازدید : |طبقه بندی: عمومی،

نویسنده: محمدرضا كوهی
منبع: كتاب آسیب شناسی شخصیت ومحبوبیت زن





پیامدهای ناگوار لاقیدی و بدحجابی بر فرآیند رشد و تكامل انسان

قسمت سوم : آسیب بر فطرت اخلاقی و فضیلت طلبی

فطرت فضیلت خواهی

انوار صفات و كمالات الهی همواره از روزنه ی فطرت پاك آدمی می تابد و میل و علاقه ی فطری انسان به كمالات و فضایل اخلاقی همان میل به انوار خصلت های الهی است كه انسان را به سوی آنها می كشاند؛ از این رو هدف پروردگار جهان در آفرینش انسانها بر اساس فطرت اخلاقی و كمال طلبی، آن است كه انسان در پرتو پرورش آن به كمالات خداوند آراسته شود، چرا كه انسان به عنوان خلیفه و جانشین خدا در زمین آفریده شده است و خلیفه و نماینده باید صفات و فضایل خداوند را داشته باشد تا عنوان خلیفه بر او صادق باشد و با اخلاق الهی برنامه های توحیدی را روی زمین اجرا كند، به جامعه و
هم نوعان خود خدمت نماید و انسان ها را به سوی سعادت ابدی هدایت كرداند.
پیامبر اكرم (ص) می فرماید:
إنّما بُعِثُ ِلاُتّم مكارمَ الاخلاق؛ هدف از بعثت من تكمیل و اتمام فضایل و ملكات كریمانه بود. (1) كما این كه تنها قلب و روح آراسته به زیبایی های اخلاقی و معنوی در آخرت برای انسان مفید و نجات بخش است.(2)


به ادامه مطلب بروید ...

منشأ نیاز به اخلاق كریمه

در انسان، چندین قوه وجود دارد كه میان قوای عالی و واجد درك و شعور؛ هم چون عقل و فطرت و وجدان و قوای دانی و فاقد درك و شعور همانند شهوت و غضب و خیال اختلاف به وجود می آید، اقتضای قوای طبیعیِ نفسانی افراط یا تفریط است كه منشأ رذایل اخلاقی و صدور اعمال غیرانسانی و ناشایست می باشد، اما اقتضای قوای عالی، تعدیل و میانه روی در امور و منشأ فضایل پسندیده و صدور اعمال نیك و رفتارهای انسانی است. درگیری درونی میان قوه ی عاقله با قوه ی واهمه و مخیله از یك سو و میان تمایلات فطری با خواسته های بی قید و شرط نفسانی از سوی دیگر، منشأ نیاز انسان به تعدیل قوای نفسانی به واسطه حكومت قوای عالی روحی در سایه ی وحی و در نتیجه رسیدن به اخلاق فاضله است.
انسان، طعم گوارای حقیقت زندگانی را تنها در پرتو فضایل پسندیده و نیكوی فردی و جمعی خواهد چشید؛ به بیان دیگر، آزادی معنوی و درونی و رهایی از منیّت و خودخواهی و آراسته شدن به صفات الهی و انسانی زندگی را گوارا و لذت بخش كرده و به انسان صفا و آرامش می دهد.

اهمیت اخلاق فاضله

همه ی حركت ها و رفتارهای انسان، تبلور و جلوه ی صفات و شخصیت اخلاقی و روحی او است، زیرا بدن ابزار و خادم روح است و روح از دریچه ی چشم و گوش و زبان می بیند و می شنود و سخن می گوید و به كمك مغز، تفكر و اندیشه می كند؛ بنابراین اگر روح آراسته به صفات عالی و فضایل الهی باشد بدن را در مسیر صلاح و سعادت خود و جامعه به خدمت درمی آورد و به رفتارهای شایسته و نیكو وامی دارد. اما اگر آدمی به صفات پست و نكوهیده متخلق و متصف شده باشد، بدن در مسیر خودخواهی ها و شهوات نامشروع به استخدام غرایز درآمده و در نتیجه خود و دیگران را در معرض تباهی قرار خواهد داد.
از این رو انسانِ دارای اخلاق و صفات عالی، در برابر لغزش ها و انحرافات بیمه می شود؛ از خودمحوری و بردگی شهوات و غرایز نفسانی نجات می یابد؛ از علم و امكانات به درستی استفاده می كند؛ شرف و كرامت انسانی او در پرتو اخلاق فاضله حفظ می شود؛ سرمایه ی بزرگ دینش از خطر زوال و گسستگی مصون می ماند و چهره ی والا و برین حیات حقیقی آشكارشده و طعم شیرین زندگی تحقق خواهد یافت. امام صادق(ع) در این باره می فرمایند:
لا عِیشَ أهنأ من حُسن الخُلق؛ زندگی گواراتر از حسن خلق وجود ندارد.(3)
در سایه ی حسن اخلاق، دلها به هم نزدیك شده، عواطف و محبت افزایش می یابد و خدمت به یكدیگر و احساس مسئولیت در برابر خود و خدای خویش و دیگران شدیدتر می شود. از سوی دیگر، تنها عامل عزت و محبوبیت واقعی در خانواده و جامعه است واین همه بدان جهت است كه در اخلاق عالی انسانی، شخصیت ذاتی انسان ها از ارزش و كرامت ذاتی برخوردار است: «لقد كرمنا بنی آدم»؛ ما به فرزندان آدم كرامت بخشیدیم.(4)
بنابراین فرد متخلق به اخلاق والا، به حقوق خود و دیگران احترام می گذارد و بر این احساس درونی خویش پاسخ مثبت می دهد كه: «آنچه بر خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند و آنچه برای خود می خواهی برای دیگران هم بخواه». رابطه ی او با دیگران بر اساس سود و زیان شخصی و از روی سوداگری نخواهد بود، بلكه بر پایه ی انسانیت و ارزش های اخلاقی استوار خواهد گشت؛ بر پایه چنین اخلاقی است كه از منافع شخصی می گذرد و دیگران را بر خود مقدم داشته و ایثار می نماید. به همین جهت است كه پیامبر اكرم (ص) فرمودند: حُسنُ الخلق ذُهِب بخیرالدنیا والاخرة؛ اخلاق و صفات نیكو خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد.(5)
نتیجه آن كه بوستان سرسبز با گلهای رنگارنگ زیبا و خوشبو است كه نشاط بخش و لذت آفرین است. اگر بوستان انسان نیز با درختان ایمان و تقوا سرسبز و با گل های فضایل اخلاقی زیبا و معطر و با میوه های كردار نیكو شیرین و لذت بخش گشت، در مرتبه اول خود از وجود آنها نشاط و آرامش یافته و لذت می برد، آن گاه اطرافیان و اجتماع از بركات وجودی او معطر شده و كسب نشاط و آرامش و لذت می كنند.
از این رو، رشد و به فعلیت رساندن این فطرت بسیار لازم و غفلت از آن نادیده گرفتن بخش مهمی از شخصیت و هویت خویشتن است.

نقش اخلاق فاضله در جامعه

انسان موجودی است اجتماعی كه كمال و سعادتش در جامعه محقق می شود و زندگی اجتماعی بر اساس تعاون و همكاری، روابط و معاشرت ها و موضع گیری ها در برابر دیگران میسر می گردد و اگر ضوابط و قواعد انسانی و الهی میان آنان برقرار نباشد، حیات و پیشرفت جامعه در معرض خطر سقوط خواهد بود.
سلامت و رشد فرد و اجتماع جز در پرتو اخلاق نیكو ممكن نیست، اتحاد و همزیستی مسالمت آمیز، آرامش و صلاح جامعه در پرتو اخلاق حمیده میسر است؛ هم چنان كه اختلاف ها، تجاوزها، انحرافات و ناامنی ها در اثر رذایل نفسانی و عدم رعایت ضوابط اخلاقی است.
در اهمیت نقش اخلاق در جامعه همین بس كه رمز بقا و تعالی یا انحطاط و سقوط یك ملت و تمدن از دیدگاه وحی و عقل و تجربه، رعایت ارزش ها و مكارم اخلاقی یا عدم رعایت آنهاست؛ از همین رو اسلام عزیز كه دینی است با صبغه ی الهی و انسانی، تمام همتش آن است كه انسان ها و پیروان راستین خویش را در سایه ی معرفت و ایمان و عمل صالح و تزكیه درون، به مكارم اخلاقی متصف نماید.

دین و ایمان یگانه معمار شخصیت و انسانیت

حیات طیبه و گوارا بر مبنای انسانیت كه همانا فضایل اخلاقی و اعمال انسانی است استوار می باشد.اساس انسانیت، شناخت خداوند متعال و فراگیری معارف دینی و ایمان به آنهاست.
ایمان توحیدی كه همانا اعتقاد راسخ به اساسی ترین اصول سازنده ی شخصیت و كرامت انسانی است تنها عقیده ی انسان سازی است كه آدمی را از تحیّر و احساس پوچی و بی هدفی حفظ می كند، و عظمتِ هویت انسان و فلسفه ی حیات را تبیین نموده و در مجرای تكامل قرار می دهد، غرایز را تعدیل و رذایل را می زداید، استعدادها و كمالات بالقوه فطری را پرورش و كردار و گفتار را شایسته و الهی می سازد و انسان را از انقباض و گرفتگی روانی در برابر مشكلات و مصائب زندگی نجات می بخشد و آنها را در كام وی گوارا می گرداند.
آری ایمان، نوعی احساس وحدت عالی با تمام افراد انسانی در آهنگ و هدف آفرینش به آدمی می دهد و یك نشاط و سرور درونی دائمی به او عطا می كند و حتی با گذشت سالها عمر گران مایه و نزدیك تر شدن به ضیافت ابدی و شرف لقای دیدار خداوند و اولیای الهی افزایش می یابد؛ به همین جهت هیچ لذتی برای مؤمنان راستین برتر از لذت مرگ نیست، كه با استقبال فرشته ها و لحن دلنشین و سرور آفرین سلام و بشارت آنان آغاز می گردد:
«ألذین تَتَوفّیهُم الملائكةُ طَیّبین یَقولون سلامٌ علیكم ادخُلوا الجنَّة بما كنتُم تَعملون»؛ آنان ـ متقین ـ كه فرشتگان در حالی كه پاكند، قبض روحشان می كنندـ و به آنهاـ می گویند: سلام بر شما، به خاطر اعمالی كه انجام می دادید به بهشت درآیید.(6)
اینها همه ازآن رو است كه حقیقت ایمان، بیعت و معامله با خدای سبحان است، انسان در سایه ی فضیلت ایمان به خداوند و سایر اعتقادات اسلامی تمام موجودیت خویش را در برابر بهشت به پروردگار عالم می فروشد، آن گاه همه ی وجودش ملك خداوند گشته، در نتیجه تصرّف در ملك غیر، بدون اذن او جایز نمی باشد. به همین جهت مؤمن حقیقی با توجه به این حقیقت ایمان، در همه ی ابعاد حیات و رفتار خویش جز نیل به رضا و لقای حق را در نظر نمی گیرد و با تمام شئون علمی و عملی خود ازنظام ارزشی اسلام و قرآن تا سر حدّ جان دفاع می كند و بدین ترتیب اخلاق، صفات و كردار او الهی و قلب و سیمای او نورانی می گردد، چنان كه قرآن ـ این كتاب كرامت پرورـ می فرماید:
«إنّ الله اشتری من المؤمنین أنفسهم و أموالَهم بأنَّ لهم الجنّة... و من أوفی بعهدهِ من الله فاستبشروا بِبَیعكمُ الّذی بایعتُم به و ذلك هو الفوزُ العظیم»؛ خداوند از مؤمنان جان ها و اموال شان را خریداری كرد كه در برابر ش بهشت ـ نعیم و لقاءالله ـ برای آنان باشد... و چه كسی وفادارتر از خداوند به عهدش می باشد. اكنون بشارت باد بر شما به معامله و خرید و فروشی كه با خداوند كرده اید و این پیروزی بزرگی ـ برای شماـ است.(7)
این نهایت لطف و محبت پروردگار است كه با وجود هستی بخش بودن و این كه مالك انسان و دارایی های اوست اما چه زیبا هستی انسان را می خرد و بهای آن را، هم بهشتی كه غرق در مواهب و وسایل لذت بی نهایت است قرار داده و هم بهشت شهود و وصال خویش كه این نعمت بی نظیر و لذت بی پایان با هیچ یك از مواهب و لذایذ بهشتی قابل مقایسه نیست.
این است عظمت انسان ـ اعم از زن و مردـ كه اشرف موجودات عالم وجود است؛ به شرط آن كه ارزش و بهای خود را بشناسد و در تجارت خانه دنیا كه هم معبود و محبوب عالم هستی مشتری اوست و هم زر و زیور و خوشی های نامشروع و فانی دنیا، عاقلانه خودفروشی كند نه سفیهانه و خود را جز به جان آفرین و بهشت ابدیت نفروشد. چه اختلاف بسیاری است بین این خودفروشی بی همتا با آن خودفروشی نكبت باری كه عقل را اسیر و شخصیت را ویران و هست آدمی را تباه می سازد. به همین جهت خداوند به مؤمنان وفادار به خاطر چنین داد و ستد بی نظیری بشارت می دهد و آن را پیروزی عظیم و معیار قهرمانی معرفی می نماید؛ از این رو ایمان شرافتی است بزرگ و افتخاری است بی نظیر.
بر این اساس، تحصیل اخلا ق و ملكات حمیده از قبیل معرفت، حكمت، صداقت، عدالت، شهامت، شجاعت، عفت، غیرت، بندگی، احساس مسئولیت، وفاداری، صبر، استقامت، و بالاخره وصول به حریم والای انسانیت مبنای تعالیم و دستورهای حیات بخش دین مبین اسلام است كه پشتوانه و ضامن اجرای آنها محبوبیت در نزد خداوند بزرگ و شرف لقا و شهود قلبی او و سایر پاداش ها و تكریم ها و كیفرهای الهی است.
ذات اقدس اله نه تنها از طریق هدایت های فطری و آیات و نشانه های انفسی و آفاقی و شكوه و جلال و فروغ خیره كننده ای كه در آفرینش جهان و انسان آشكار است بلكه از راه آیات قرآنی و آموزه های دینی نیز آگاهی و بینش های عالی و ارزنده ای را به انسان ها و پیروان خویش، در باره ی عظمت و جلالت خداوندی، كرامت و شرافت انسانی، دنیا و هدف اعلای زندگی، جزا و بازتاب و تجسم اعمال نیك و بد در دنیا و برزخ و آخرت و غیر اینها می دهد.
این بینش ها به آنها می آموزد كه شما فرزند آخرت هستید و وطن اصلی شما ابدیت است. باید از این عالم توشه های فراوان چیده و با همت والا و هدف گیری های عالی تحصیل تقواـ كه یگانه زاد و توشه سودمند سیر تكاملی انسان است ـ قدم به حریم ارزش مند انسانیت نهاده و آخرتی آباد و زیبا برای خود فراهم سازید. معرفت این گونه معارف سرچشمه ی پاك سازی باطن، اخلاق فاضل و اعمال صالح است.
از دیگر سو، وظایف از جمله عبادت ها را مقرر فرمود كه سرشار از معارف و حقایق شخصیت ساز است و یادآور مبدأ و هدف و امور ملكوتی و مجسم شدن سفر مرگ و صحنه قیامت و حضور در دادگاه عدل الهی می باشد تا این كه عملاً توحید و ارزش های معنوی و اخلاقی در جان پرورش یابد، ارزش و كرامت والای انسانی حفظ و حیات تكاملی او تضمین گردد و هویت و حقیقت او به نحو عالی ساخته شود، زیرا عمل صالح و یاد و ذكر حق در اثر تكرار و مداومت به تدریج در نفس آدمی به صورت «حالت» آن گاه «عادت» و سپس «ملكه ی اخلاقی» درمی آید.
از سوی سوم، انسان های كاملی را همانند انبیا و ائمه اطهار علیهم السلام كه به اوج مقام انسانیت و عبودیت مفتخر گشتند و مهم ترین عامل تكامل و برترین اسوه ی حیات می باشند برای همه ی مردان و زنان آزاداندیش و بیداردل و طالب كمال فرستاد و محبت آن ذوات نورانی را در قلبشان قرار داد تا در سایه محبت و تأسی به آنها، متعالی و محبوب الهی گردند.
در كنار اینها، با همه ی اموری كه موجب غفلت از یگانه عامل و پشتوانه عظیم اخلاق وانسانیت می شود مبارزه نموده است.
انسان با ایمان، برابر فهم و معرفت و ایمان و حاكمیت بر خویشتن برای نجات از عواقب شوم معصیت، و نیل به ثمرات نیك اطاعت و برتر از اینها به سبب شكر و محبت خداوند متعال و وصول به شرف وصال آن جمیل بی همتا، به قوانین و فرمان های الهی پای بند می باشد، در نتیجه به همان میزان نیز از رذیلت های اخلاقی و اعمال غیرانسانی و به طور كلی زندگی برمبنای خودبینی و خودخواهی كه موجب محجوب شدن از پروردگار خویش است، پیراسته می گردد و به اخلاق كریمانه و رفتارهای خداپسندانه مزیّن می گردد.
بنابراین دین، ایمان و معرفت یگانه معمار شخصیت، مبنای انسانیت، راز خوشبختی و رمز فرزانگی است و بی دینی، ضعف ایمان، جهالت و غفلت مایه تخدیر عقل و هوشیاری، علت فرار از حق و ستیزه با خویشتن، راز ناتوانی در حاكمیت بر نفس، رمز رذالت ها و ناشایست ها، سرچشمه ی زیر پا گذاشتن اصول و قوانین انسانی و عامل بدبختی ها و سیه روزی های آدمی است.
بر همین اساس، سیاست تخریبی دشمنان، در راستای ارزش زدایی و اندیشه ی محو حق این است كه باورهای دینی را با ایجاد شبهات، ترویج فحشا، توهین و تمسخر نشانه گرفته و با زنجیر طلانمای خودنمایی و نمایش ذلت بار جاذبه های زنانگی تضعیف كنند و ارزش های الهی را محو و ارزش های موهوم جاهلی را زنده نمایند و بدین سان آسیب های جبران ناپذیری بر حاكمیت ارزش های دینی و معنوی و هویت اصلی زنان و افراد اجتماع و خانواه وارد سازند و انسان ها را به ظلمت هولناك جاهلیت بكشانند.
از این رو زنان آگاه و هوشمند برای این كه در پیشگاه الهی و وجدان بیدار بشری و نسل های آینده سرفراز باشند از خودنمایی و خودآرایی و كشف حجاب در ملأ عام كه هویت انسانی افراد جامعه و فرهنگ و ارزش های الهی را نشانه می گیرد پرهیز می نمایند. اما بدا به حال مردان و زنان كه هویت حقیقی و ملكوتی خود را زیر خواسته های پلید پنهان و اسیر نموده اند، اینان طعم تلخ حقارت و خواری را خواهند چشید و با بار سنگین گناهان، پروردگار خود را ملاقات خواهند كرد.
امیرمؤمنان علی (ع)ـ آن معلم و مربی بزرگ انسانیت ـ مقیاس جالبی برای شناخت و درك عظمت اسلام و انسانیت به ما ارائه داده و می فرماید:
بدانید شما حقیقت رشد و كمال را نخواهید شناخت مگر این كه حال كسی را كه آن را ترك كرده بشناسید، عهد و پیمان كتاب الهی را اخذ نخواهید كرد مگر این كه به وضعیت كسی كه آن را شكسته آگاه شوید، و تمسك به قرآن نخواهید كرد مكر این كه كسی را كه آن را پشت سر انداخته بشناسید، پس آن راـ رشد و كمال، پیمان قرآن، و عمل به آن راـ از اهل آنها طلب كنید، زیرا آنان باعث حیات علم و مرگ جهل هستند.(8)
این همان اصل كلی است كه هر چیزی با ضد خودش شناخته می شود: «تعرف الاشیاء باضدادها».
آری، همان گونه كه كودك در جنبه ی جسمانی از شیر جسم مادر و در بُعد روانی از شیر محبت او تغذیه كرده و آرامش می یابد و سلامت و رشدش در هر دو جنبه تضمین می گردد و اخلال در یكی از دو نوع تغذیه به ویژه شیر عاطفه، حیات طبیعی یا روحی و روانی كودك را به خطر می اندازد، ما انسان های بلوغ یافته نیز اگر از سینه ی طبیعت، شیر مادیت و از سینه شریعت، شیر محبت بنوشیم بهداشت جسم و اعتلای روح تأمین گشته، به آرامش دست می یابیم. تغذیه شیر ازپستان طبیعت مادی بدون تغذیه شیر از سینه ی شریعت محمدی صلی الله علیه و آله موجب به خطر افتادن حیات روحی و معنوی می شود كه فرجام آن سقوط انسانیت و تنزل به حیوانیت است.

نقش بی حجابی و بدحجابی در سقوط اخلاق و انسانیت

از آنجا كه پایه و اساس صفات عالی و رفتار انسان، تنها ایمان دینی و توحیدی است، تأثیر بی بندوباری های اجتماعی همانند خودنمایی و بدحجابی زنان جامعه كه بسیاری از آنها در حقیقت بی حجابی است، در تضعیف و سقوط عفت و اخلاق نیكو امری بدیهی و روشن است، چرا كه چشم و گوش و سایر اعضا پلِ ارتباطی روح ما با جهان بیرون از ماست و این یك واقعیت است كه: «هر چه دیده بیند دل كند یاد». به همین دلیل وقتی در جامعه امور مربوط به عفاف و حیا رعایت نشود و فضای معنوی جای خود را به فضای خودنمایی و شعله ور ساختن غرایز شهوانی بدهد و بذر شهوت را در دل های جوانان و نوجوانان برویاند، فكر افراد جامعه به ویژه جوانان بدون همسر، از امور حیاتی و ارزشی به سمت شهوات كشیده می شود و از خدای خود كه همواره حاضر و ناظر بر اعمال نیك و بد است، غافل می مانند و زندگی موقت دنیا را بر زندگانی حقیقی كه آخرت است مقدم می دارند و به وادی وحشتناك روابط غیر انسانی و غیر اخلاقی و شهوات نامشروع كشیده می شوند.
بدین طریق یگانه اساس و مبنای فضایل انسانی ـ ایمان به خدا و قیامت ـ به دست فراموشی سپرده می شود و در نتیجه خطرات بزرگی فرد و جامعه را تهدید خواهد كرد: صفات پسندیده جای خود را به صفات رذیله و ناپسند می دهد؛ اعمال و رفتار ناشایست همانند ظلم، جنایت، خیانت، خشونت، فساد، بزهكاری، ناامنی و آدم ربایی، به ویژه ربودن دختران در جامعه افزایش می یابد؛ استعداد اخلاقی و فضیلت خواهی فرزندان شكوفا نگشته و چه بسا زنده به گور می شود و رفتاهای ناسازگارانه و بزهكارانه در آنان ایجاد می شود.
در چنین شرایطی آتش این فتنه ها و خطرات، دامن خود زنان آسیب زا را هم فرا خواهد گرفت و خود و خانواده ی آنان نیز در این آتش خواهند سوخت؛ چنان كه بسیاری از آنها گرفتار شدند؛ چه بسیار دخترانی كه مورد تجاوز به عنف قرار گرفتند و یا توسط گرسنگان شهوت اغفال شدند و سرمایه بكارت و عفت را باختند و چه بسیار زنان خودنمایی كه استعدادها عالی و اخلاقی خویش را مختل یا تباه ساختند و در اثر تحول اخلاقی آنها یا همسرانشان یا فرزندانشان، زندگی شیرین آنان تبدیل به جهنم سوزان گشت.
بقیه نیز باید منتظر باشند كه روزی قانون عكس العمل دامن آنها را گرفته و در آتش و عقوبت رفتار خویش گرفتار شوند، مگر این كه تا دیر نشده بیدار شوند و توبه نموده و گذشته های خود را جبران كنند كه خداوند آمرزنده و نسبت به اهل ایمان مهربان است:
«واللهُ غَفورٌ رحیمٌ» (9)

پی نوشت ها :

1- میزان الحكمه، ج3، ص149.
2- شعراء (26) آیه 89.
3- بحارالانوار، ج71، ص389.
4- اسراء (17) آیه 70.
5- بحارالانوار، ج71، ص387.
6- نحل (16) آیه 32.
7- توبه (9) آیه 111.
8- نهج البلاغه، خطبه 147.
9-توبه (9) آیه 27.


نویسنده : الهه جراره   | چاپ این صفحه   | نظرات|

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic